گویستن

لغت نامه دهخدا

گویستن. [ گ َ ت َ ] ( مص ) زدن و کوفتن.( ناظم الاطباء ). کویستن. کوبیدن. خرد کردن. کوفتن. رجوع به کویستن شود که ظاهراً صورت صحیح کلمه باشد.

پیشنهاد کاربران

گَویستَن نمی تواند به درستی به چیم کوبیدن و زدن و خرد کردن باشد و نه کَویستَن می تواند به درستی به این چیمان ( معانی ) باشد. در زبان پارسی گَویستَن یا کَویستَن اگر دارای چیمهایی از این گروه باشند نمی توانند
...
[مشاهده متن کامل]
افعال متعدّی باشند و به چیم هایی مانند خورد ( خُرد ) شدن، کوبیده شدن، کوفته شدن یا خورد بودن، کوفته بودن، زده شده بودن خواهند بود. شاید این واژگان در گذر زمان به نادرستی به کار گرفته شده اند و به چنین چیم هایی نادرست انجامیده اند.