گوله انداز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
گوله واژه ای فارسی و به معنای توپ، گلوله توپ، چیز گرد می باشد .
این واژه با واژه سانسکریت gola یا golaka ( गोल / गोलक ) به معنی �توپ، کره� هم ریشه می باشد .
جالب اینجاست که پانترکها می انگارند خوانش ترکی �گیله� از این واژه فارسی به همین معنا برای خودشان است .
این واژه با واژه سانسکریت gola یا golaka ( गोल / गोलक ) به معنی �توپ، کره� هم ریشه می باشد .
جالب اینجاست که پانترکها می انگارند خوانش ترکی �گیله� از این واژه فارسی به همین معنا برای خودشان است .
خمپاره اندازگلوله توپ جنگی توپچی
خمپاره انداز گلوله انداز
توپ چی خمپاره انداز