گوروک

لغت نامه دهخدا

گوروک. ( اِخ ) یکی از ایلات کردستان مکری که مرکزشان بانه است. ( از جغرافیای غرب ایران تألیف دُ مرگان ترجمه کاظم ودیعی ج 2 ص 24، 25 و 44 ).

پیشنهاد کاربران

به گمان می رسد که دو واژه گوروَک و قُروه همبون و یکسان و واژگانی پهلوی هستند و تنها نام یکی از آنها دستخوش پَتروت ( حمله ) و چیرگی زبانی و فرهنگی اعراب بوده است. از هم میهنان و دوستاران زبان و فرهنگ ایران خواهشمند است چنان که با چیم ( معنی ) این واژگان آشنایی دارند، به آگاهی برسانند.
...
[مشاهده متن کامل]

گُور - ویتَن یا گُور - ویدَن ( گُورو - ) :
گُورو - دار:
گُور - وین:
گُور - ویگ یا گُور - ویک:
گُور - ویتار:
گُور - ویدار:
گُور - واک یا گُور - واگ:
گُور - وان:
گُور - ویر یا گُور - وِر:
گُور - ویشن ( یا شاید امروزه گُور - وِش خوانده شود ) :
گُور - ویشنیک یا گُور - ویشنیگ:
گُور - ویشنیه:
گُور - ویشنیها:
گُور - وَک یا گُور - وَگ: گوروَک و معرّب شده به قوروه یا قُروه
گُور - وینَک یا گُور - وینَک:
پَدیشگُورو ( شاید این واژه هم باشد؛ واو را ساکن بخوانید ) :
گُور - ویت:
گُور - وید:
گُور - ویتَگ یا گُور - ویدَک:
- گُورو ( واو را ساکن بخوانید ) :
گُورویندَگ ( شاید به گُوروِندَه یا گُوروَندَج دگرگونی یافته باشد ) :

بند به هم پیچیده در گویش کازرونی ( ع. ش )