گورتان

لغت نامه دهخدا

گورتان. ( اِخ ) دهی است از دهستان ماربین بخش سده شهرستان اصفهان واقع در 8 هزارگزی جنوب خاوری سده و 2 هزارگزی شوسه نجف آباد به اصفهان. جلگه و معتدل است. سکنه آن 3890 تن است. آب آن از زاینده رود تأمین میشود. محصول آن غلات و پنبه و حبوب و میوه جات و صیفی و شغل اهالی زراعت و صنایعدستی زنان کرباس بافی و راه آن مالرو است. در حدود 12 باب دکان دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ماربین بخش سده شهرستان اصفهان واقع در ۸ کیلومتری جنوب خاور شده جلگه و معتدل دارای ۳۸۹٠ تن سکنه محصول غله پنبه بنشن میوه صیفی صنعت دستی کرباس بافی .
دهی است از دهستان ماربین بخش سده شهرستان واقع در ۸ هزار گزی جنوب خاور سده و ۲ هزار گزی شوسه نجف آباد به اصفهان .

پیشنهاد کاربران

می توان چنین پنداشت که گُورتان همان گُوردان است و گُورد همان جنگاور و دلاور است. پس گورتان همان دلاوران و یا جنگاوران می تواند باشد.
از سویی دیگر می توان پنداشت که گورتان یک نام و زاب کُنایی است از بون گورتیتَن ( گورت - ) ، اگر چنین باشد، باید دننبال واژگان زیر بود و پیوند این واژگان را برای به دست آوردن چیم این کَردبون بررسی نمود:
...
[مشاهده متن کامل]

گورتیتَن ( گورت - ) : شاید به صورت گورتیدَن ( گورت - ) و یا گوردیدن ( گورد - ) هم باشد
گورتدار: گورتیتی، قابل گورتیتَن
گورتین: گورتیتَنی، قابل گورتیتَن
گورتیگ: گورتیتَنی، قابل گورتیتَن؛ بسته به گورتیتَن
گورتیتار: گورتنده
گورتیتار: گورتنده
گورتیندَگ: گورتنده
گورتاگ: گورتنده
گورتان: گورتنده
گورتیشن: گورتیتَن
گورتیشنیگ: گورتنده؛ گورتیتَنی؛ بسته به گورتیتَن
گورتیشنیه: گورتیتَن
گورتیشنیها: با گورتیتَن
گورتَگ: گورتَنده؛ ابزاری برای گورتیتَن؛ شاید همان گُردِه در زبان امروزی باشد
گورتینَگ: ابزاری برای گورتیتَن
پَدیشگورت: ابزاری برای گورتیتَن
گورتیت: گورتید؛ گورتیتَن؛ گورتیده شده
گورتیتَگ: گورتیده؛ گورتیده شده

میوه اصلی باغات گورتان به بوده و شهرت جهانی داشته ولی افسوس که به دلیل خشک سالی وبی آبی تمام این درختان خشک شدند
محله ای درخیابان
آتشگاه