گمان مند

لغت نامه دهخدا

گمان مند. [ گ ُ م َ ] ( ص مرکب ) مرتاب. ( زمخشری ) ( مهذب الاسماء ). شاک. مُمتَری. ( مهذب الاسماء ).

پیشنهاد کاربران

دچار شک. مردد
نمونه:�گمان مند کردید وآشوب انگیختید� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۹ )