گل مهره. [ گ ِ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) هر گلوله و مهره را گویند که از گل سازند عموماً و کمان گروهه را خصوصاً. ( برهان ) ( آنندراج ) : بر سر هر یک مردی یک مهره گل از سفال گل مهره از سفاله... که چنانکه گل را بیزی و آنرا سفال کنی هر یک چند پشکل گوسفند و بر هر گل مهره نام آن کس نبشته. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی قصه اصحاب فیل ). هر حجتی که گفت بدو رد کنی و باز اندردهان نهیش چو گل مهره در تفک.
سوزنی ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
دو صد مهره بر یکدگر ساخته ست که گل مهره نو بپرداخته ست.
( اسم ) ۱ - گلوله و مهره ای که از گل سازند .۲ - مهر. کمال گروهه ( خصوصا ) : هر صحبتی که گفت بدو رد کنی و باز اندر دهان نهیش چو گل مهره در تفک . ( سوزنی ) ۳ - کر. زمین . ۴ - آدمی ( که گویند از خاک سرشته شده ).
فرهنگ معین
(گِ مُ رِ ) (اِمر. ) ۱ - گلوله و مهره ای که از گِل سازند. ۲ - کرة زمین .
فرهنگ عمید
۱. مهره یا گلولۀ کوچک که از گل درست کنند. ۲. مهرۀ کمان گروهه.
پیشنهاد کاربران
گلی که با آن مهر سازند برای مهر کردن مکاتبات نهانی به پالیزبان گفت شاه که از مهتر ده گل مهره خواه فردوسی