گشن خواه

لغت نامه دهخدا

گشن خواه. [ گ ُ خوا / خا ] ( نف مرکب ) حیوانی که نر جوید. جفت جو. لاس.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ماده ای که بطلب نر رودجفت جوی

فرهنگ عمید

ماده ای که در طلب نر باشد، خواهان جفت گیری.

پیشنهاد کاربران

گشن خواه واژه ای کهن در فارسی است و امروزه بیشتر در متون قدیمی، فرهنگ های لغت و دامپزشکی دیده می شود.
معنی
گشن خواه یعنی:
ماده ای که در طلب نر باشد.
ماده ای که آمادگی جفت گیری پیدا کرده باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

در اصطلاح زیست شناسی و دامپزشکی: فحل خواه یا در دوره فحلی ( estrus/in heat )
برای مثال:
گاو ماده گشن خواه شد.
گرگ ماده گشن خواه شد.