گزوان

لغت نامه دهخدا

گزوان. [ گ َزْ ] ( اِ ) بادرنجبویه است و جزمازج نیز گویند. ( اختیارات بدیعی ).

پیشنهاد کاربران

شاید گَزوان به چیم از بالا حمله و تاراج کننده باشد:
گَزویتَن ( گَز - ویتَن بخوانید؛ گَزو - ؛ واو را ساکن بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کردن
گَزودار ( و را ساکن بخوانید ) : قابل از بالا حمله و تاراج کردن
...
[مشاهده متن کامل]

گَزوین ( گَز - وین بخوانید ) : قابل از بالا حمله و تاراج کردن؛ نام شهر قزوین که در جایی با خاک بارخیز در میان بلندیها جای دارد
گَزویگ ( گَز - ویگ بخوانید ) : قابل از بالا حمله و تاراج کردن؛ بسته به از بالا حمله و تاراج کردن
گَزویتار ( گَز - ویتار بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کننده
گَزواگ ( گَز - واگ بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کننده
گَزوان ( گَز - وان بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کننده، معرّب شده به قزوان
گَزویر ( گَز - ویر بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کننده
گَزویشن ( گَز - ویشن بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کردن
گزویشنیها ( گَز - ویشنیها بخوانید ) : با از بالا حمله و تاراج کردن
گَزوَگ: حمله از بالا و تاراج کردن؛ شاید غزوه معرّب همین واژه باشد
گزوینگ ( گَز - وینَگ بخوانید ) : ابزاری برای حمله کردن از بالا و تاراج کردن
گزویت ( گَز - ویت بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کرد؛ از بالا حمله و تاراج کردن؛ از بالا حمله و تاراج شده
گزویتگ ( گَز - ویتَگ بخوانید ) : از بالا حمله و تاراج کرده؛ از بالا حمله و تاراج شده