گزایش. [ گ ُ/ گ َ / گ ِ ی ِ ] ( اِمص ) ( از: گزای ( گزاییدن ) + ش ، اسم مصدر ). ( حاشیه برهان چ معین ). گزیدن : نه خلطی که جان را گزایش کند و نی آنکه خون را فزایش کند.
نظامی.
|| ( ص ) درخورو لایق. ( برهان ). رجوع به کزایش شود. || ( اِ ) چوبی باشد که خر و گاو را بدان رانند. || پیچش. ( برهان ) ( آنندراج ). ظاهراً مصحف «گرایش » است. ( حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) گزش رساندن آزار رسانیدن : نه خلطی که جانرا گزایش کند ونی آنکه خونرا فزایش کند ( نظامی )