گز کردن


معنی انگلیسی:
measure, pace, step, to measure

لغت نامه دهخدا

گز کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به گز پیمودن. ( غیاث ) ( آنندراج ). پیمودن. ذرع کردن :
راه رو را باک از پست و بلند راه نیست
آسمان پیموده ام اکنون زمین گز میکنم.
جعفربیک ولد بهزاد ( از آنندراج ).
- خیابان گز کردن ، کوچه گز کردن ؛ بیهوده و بی مقصد راه رفتن.
- امثال :
صد بار گز کن یکبار پاره کن .

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - ذرع کردن پارچه و مانند آن. ۲ - مساحت کردن ( زمین و غیره ) ۳ - راه رفتن ( پیاده ) پیمودن : راهرو را باک از پست و بلند راه نیست آسمان پیموده ام اکنون زمین گز میکنم . ( جعفر بیک بن بهزاد ) یا گز کردن کوچه و خیابان . بیهوده و بدون قصدی راه رفتن : سلانه سلانه به گز کردن کوچه ها و خیابانها مشغول شد .

واژه نامه بختیاریکا

( گز کِردِن ) ( تم ) ؛ اندازه گیری

پیشنهاد کاربران

گز کردن ؛
گز کردن ؛ گزیده راه رفتن ، هدفمند طی کردن مسیر ، گزینش کردن مسیر و طی نمودن آن ، سنجیده راه رفتن ، برگزیدن یک راه گزینش شده و گز کردن آن.
کوه گزو ؛ کلمه ی گزو برای نامگذاری بر روی بسیاری از کوه ها در اقصی نقاط پهنه ی ایران بزرگ در کشورهای مختلف نامگذاری شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

فلسفه و حکمت این کلمه برای نامگذاری بر روی یکسری از کوه ها دارای تاریخچه بسیار جالب و شیرینی می باشد که در متن زیر فلسفه ی ایجاد این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات خدمت علاقه مندان به مبحث زبانشناسی تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
گزاره یا گذاره ؟ ؛
گزاره ، گزینه ، گزینش
با یک تعریف انطباقی و منطبق با ریشه و مصدر و بن واژه ی این کلمه به معنی گزینه یا عبارت و جمله ای گزینش شده و برگزیده شده جهت ارائه گزارش می باشد.
دو کلمه ی گذاره و گزاره با یک مفهوم مشترک ولی در دو موقعیت کاربردی دارای معنا و مفهوم می باشد.
کلمه ی گذاره به معنی محل گذار و گذر مرتبط با کلماتی مثل ( عبور معبر عبارت ) می باشد.
کلمه ی گزاره با تعریف موازی آن به معنی جمله و عبارت منشعب از ریشه ی کلمه ی معبر و عبور از جهت عبارتی می باشد که ذهن را به سمت یک هدف و منظور مورد نظر و مشخص عبور و گذار و گذر می دهد.
همچنین از طریق مفهوم دو کلمه ی گذ و گز برای استفاده در نامگذاری ها، در قدیم الایام که جاده ها به این صورت وجود نداشت و از دره های کوه ها جهت گذر و عبور و مرور استفاده می شد در مسیر گذر که بلندترین کوه از دور نیز جهت یافتن راه و گذر قابل مشاهده بود در لهجه های مختلف با نام های متفاوت از قبیل ؛ کوه گذ یا گز یا گذو و گزو کوه گَزو یا گَزی یا گِزی نامگذاری شده است منتهی مدل نگارش کلمه ی گذ از جهت مسیر گذر دارای هدف بوده است و مدل نگارش کلمه ی گز از جهت گزینش شدن بلندترین یا خاص ترین کوه جهت گذر نمودن دارای معنا و مفهوم می باشد.
خالی از لطف نمی باشد که در فیلم خاک و آتش به کارگردانی مهدی صباغ زاده، نویسندگی هوشنگ یونسی و مهدی صباغ زاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی محصول سال ۱۳۸۹ از کوه گزو در سیستان و بلوچستان برای استفاده در این فیلم استفاده شده است. همچنین از این نام در شهر جاجرم خراسان شمالی برای نامگذاری بر روی کوهی به نام گِزی نیز استفاده شده است.
از مفهوم کلمه ی گز یا گذ در اصطلاح گز گز نمودن دست ها یا پاها در زمانه ما یک اصطلاح رایج می باشد این حالت در بدن در زمانی ایجاد می شود که مسیر گذر خون در رگ ها توسط کلسترول یا رسوبات و لخته ها گرفته شود و در نقاطی که عمل خون رسانی با مشکل مواجه می شود این اصطلاح گز گز نمودن استفاده می شود.
گذشته ؛ گذر کرده ، لحظاتی که از آن گذر نمودیم، گذاشتن و گذشتن و گذر کردن.
اصطلاح ( از این گذشته ) یعنی یک مسیله ای رو کنار گذاشتن و از آن گذر کردن و عبور کردن و چیز دیگری را مطرح کردن.
اصطلاح درگذشته یعنی از درب و گذر این دنیا گذر کرده مرتبط با اصطلاح بگذار و بگذر نیز یعنی این دنیا گذرگاهی است که ناگزیر و بدون گزینش از آن باید گذشت و گذر کرد و عبور کرد.
همچنین کلمه ی گذاره به معنی گذر و معبری گذرا که با گذ نمودن در این گذرگاه از آن می گذریم.
البته کلمه ی گزاره به معنی گزینه یا عبارت و جمله ای گزینش شده و برگزیده شده جهت ارائه گزارش می باشد.
و کلمه ی گذشت کردن با ترجمه ی بخشیدن به معنی خطایی را کنار گذاشتن و از آن گذر کردن و عبور کردن.
گزاره ای گزارش شده و گزینش شده ؛
در این گُذرگاه که گَذ نمودی چه برگُزیدی؟ چه گذاشتی و چه برداشتی؟
و در آخر خواهند گفت ؛ بگذار و بگذر

درگویش گوغر نیز معانی زیر را دارد
۱. همراه با راه به معنی راه را پیمودن و رفتن است ومجازاً راگزوآمدو شد بیهوده را گویند
۲. منر کردن . اندازه گیری
گز کردن ؛ گزیده راه رفتن ، هدفمند طی کردن مسیر ، گزینش کردن مسیر و طی نمودن آن ، سنجیده راه رفتن ، برگزیدن یک راه گزینش شده و گز کردن آن.
گز نکرده ، پاره کرده ( فتح گ )
کنایه از :
"نسنجیده کاری کردن"
"بدون فکر ، کاری انجام دادن"
گز کردن ( مص، م ) ( گفتگو ) ۱ - ( مجاز ) راه رفتن با پای پیاده؛ پیاده روی کردن؛ رفتن؛ طی کردن راهی ۲ - چیزی را اندازه گرفتن.
فرهنگ سخن ( حسن انوری )
گَزکِردَن در گویش یزدی یعنی اندازه گرفتن