گرم عهدی

لغت نامه دهخدا

گرم عهدی. [ گ َ ع َ ] ( حامص مرکب ) در عهد استوار بودن. در محبت پایدار بودن : به هندوستان خواجه [ احمد حسن ] را به زندان خدمتها کرده بود [ بونصر بستی ] و گرم عهدی نموده در محنتش. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 153 ).

پیشنهاد کاربران

بپرس