گرم خانی

لغت نامه دهخدا

گرم خانی. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروه شهرستان سنندج ، واقع در 22000گزی جنوب خاوری قروه و 9000گزی شوسه قروه به همدان. هوای آن سرد دارای 195 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و توتون و میوه جات و انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه ، جاجیم و گلیم بافی است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

گرم خانی. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان یک بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 17000گزی باختر هرسین و 7000گزی جنوب شوسه هرسین به کرمانشاهان. هوای آن معتدل دارای 192 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و پنبه و تریاک و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. تابستان از چهر اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

گرم خانی. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان روانسر شهرستان سنندج ، واقع در 1000گزی باختر روانسر، بین راه پاوه و سنجابی. هوای آن سرد و دارای 114 تن سکنه است. آب آنجا از سراب روانسر تأمین میشود. محصول آن غلات و پنبه و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

گویش مازنی

/garm Khaani/ مرتعی در منطقه ی سوادکوه - از توابع رامسر

پیشنهاد کاربران

بپرس