اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : گردنِ خاراخاران - xoroxoron بی میل و رغبت، گردن گیر، بدون تمایل. مثال در گویش: گردن خارخاران بازار رفته همین چیزها را خریده آمد، به مهمانی آن کس گردن خارخاران رفتم.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
در برهان این تعبیر چنین شرح است: کنایه از عذر آوردن و بهانه کردن باشد. گردن خاریدن و گردن خارخاران شاید استعاره ای باشد که گردن سخت بود، اما آن را خاریده نرم کرده به این کار گردن خم کردیم. غیر از این در برهان به معنی میل و خواهش نیز آمده است. در این صورت معنی استعاره آن، شاید چنین باشد که گردن میل و خواهش را خاریده نرم کرده به این کار میل کرد.