برای انسان امروز و آینده شاید مفید، ثمربخش و راهگشا باشد بداند که زمان و مکان مطلق نیوتن و زمانمکان نسبی انشتاین تنها و منزوی نبوده و نمیباشند بلکه دارای نیمزوج های بنیادی همزاد، همبازی و هم ارز خاص و ویژه ی خویش با کمیت های مساوی و ماهیت ها یا کیفیت های معکوس، یعنی بیزمانی و بیمکانی مطلق و نسبی، نه به معنای عدم وجود زمان و مکان از دیدگاه خاص و عام در طول تاریخ تاکنون.
... [مشاهده متن کامل]
به زبان فنی لحظه ی جاودانه حال یک دوقطبی نوسانگرست متشکل از زمان مطلق و بیزمانی مطلق و به عنوان عظیم ترین نیروی محرکه ی موجود در محتوای کیهان یا جهان دو نقش یا دو وظیفه ی اصلی را عهده دار میباشد؛ یکی رقم زدن طول عمر کلیه ی موجودات و دیگری سوق دادن محتوای کیهان یا جهان لحظه به لحظه، بدون وقفه و بطور خستگی ناپذیر بسوی آینده و وقوع مهبانگ بعدی و پس از آن وقوع مه بانگ های بعدی و بعدی تا پایان سفر و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین.
مسیر حرکت لحظه ی جاودانه حال دایره وارست و لذا بازگشت این دنیا بهمراه کلیه ی اجزای زنده و غیر زنده از آنسوی مسیر به گذشته و تولد دوباره نه تنها امکانپذیر بلکه بطور مطلق اجباری، ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد و آنهم فقط با یک هدف کلی یعنی تجربه و سپری نمودن کلبه ی مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بر تر از قبل یا پیش.
در همین ارتباط شاید مفید باشد بدانیم که پدیده ی طبیعی - واقعی - تجربی - فیزیکی در قالب سه کلمه به شکل 《تولد - زندگی - مرگ》 برخلاف بینش و باور خردمندان گمنام هندو که نام سَمسرا ( samsara ) را به زبان فارسی بر آن نهاده اند، بصورت یک چرخ نمیباشد بلکه یک قوس یا کمان بسیار کوتاه در پیوند گسست ناپذیر با یک قوس یا کمان بسیار بزرگ بر روی یک دایره. این کمان بسیار بلند پدیده ی دیگریست در قالب سه کلمه به شکل《مرگ - زندگی - تولد》.
این دو پدیده را میتوان در پیوند باهم بصورت زیر نوشت و آنرا به سهولت بخاطر سپرد و بهنگام اندیشیدن به گردش و چرخش زمان آنرا به یاد آورد:
《تولد - زندگی - مرگ - زندگی - تولد》.
زندگی در طول پدیده ی دوم برزخی - رویائی میباشد و خواهد بود در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین و طول زمانی آن برای همه کس و همه چیز در کلیه ادوار و اعصار دنیوی این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، همیشه مساوی با هفت برابر طول عمر کلی محتوای کیهان یا جهان خواهد بود یعنی هفت برابر فاصله زمانی بین وقوع دو مهبانگ متوالی، نه یک ثانیه بیشتر و نه یک ثانیه کمتر.
بر اساس بینش و باور ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، آدمیزاده فقط از یک زندگی دنیوی برخوردار است که از دیدگاه یا بر اساس بینش و باور فردی من، حقیقت ندارد. هر فرد انسانی در این دنیا و بهمراه آن در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقعطی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین دقیقا به تعداد یکهفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر به تعداد یک هفتم کلیه ی کنگره های سلسله دایره وار دهّر ها از زندگی های متوالی دنیوی برخوردار خواهد بود در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پائین ترین حالت نئشگی طبیعی و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش اولیه بدون هیچگونه نیازی به رستاخیز یا برانگیخته شدن اموات یا مردگان از قبور یا گورها.
این دنیا روی دوپا بسوی آینده در حرکت است؛ یکی زمان مطلق و دیگری بیزمانی مطلق.
... [مشاهده متن کامل]
به زبان فنی لحظه ی جاودانه حال یک دوقطبی نوسانگرست متشکل از زمان مطلق و بیزمانی مطلق و به عنوان عظیم ترین نیروی محرکه ی موجود در محتوای کیهان یا جهان دو نقش یا دو وظیفه ی اصلی را عهده دار میباشد؛ یکی رقم زدن طول عمر کلیه ی موجودات و دیگری سوق دادن محتوای کیهان یا جهان لحظه به لحظه، بدون وقفه و بطور خستگی ناپذیر بسوی آینده و وقوع مهبانگ بعدی و پس از آن وقوع مه بانگ های بعدی و بعدی تا پایان سفر و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین.
مسیر حرکت لحظه ی جاودانه حال دایره وارست و لذا بازگشت این دنیا بهمراه کلیه ی اجزای زنده و غیر زنده از آنسوی مسیر به گذشته و تولد دوباره نه تنها امکانپذیر بلکه بطور مطلق اجباری، ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد و آنهم فقط با یک هدف کلی یعنی تجربه و سپری نمودن کلبه ی مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بر تر از قبل یا پیش.
در همین ارتباط شاید مفید باشد بدانیم که پدیده ی طبیعی - واقعی - تجربی - فیزیکی در قالب سه کلمه به شکل 《تولد - زندگی - مرگ》 برخلاف بینش و باور خردمندان گمنام هندو که نام سَمسرا ( samsara ) را به زبان فارسی بر آن نهاده اند، بصورت یک چرخ نمیباشد بلکه یک قوس یا کمان بسیار کوتاه در پیوند گسست ناپذیر با یک قوس یا کمان بسیار بزرگ بر روی یک دایره. این کمان بسیار بلند پدیده ی دیگریست در قالب سه کلمه به شکل《مرگ - زندگی - تولد》.
این دو پدیده را میتوان در پیوند باهم بصورت زیر نوشت و آنرا به سهولت بخاطر سپرد و بهنگام اندیشیدن به گردش و چرخش زمان آنرا به یاد آورد:
《تولد - زندگی - مرگ - زندگی - تولد》.
زندگی در طول پدیده ی دوم برزخی - رویائی میباشد و خواهد بود در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین و طول زمانی آن برای همه کس و همه چیز در کلیه ادوار و اعصار دنیوی این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، همیشه مساوی با هفت برابر طول عمر کلی محتوای کیهان یا جهان خواهد بود یعنی هفت برابر فاصله زمانی بین وقوع دو مهبانگ متوالی، نه یک ثانیه بیشتر و نه یک ثانیه کمتر.
بر اساس بینش و باور ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، آدمیزاده فقط از یک زندگی دنیوی برخوردار است که از دیدگاه یا بر اساس بینش و باور فردی من، حقیقت ندارد. هر فرد انسانی در این دنیا و بهمراه آن در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقعطی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین دقیقا به تعداد یکهفتم کلیه ی حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول و یا به بیانی دیگر به تعداد یک هفتم کلیه ی کنگره های سلسله دایره وار دهّر ها از زندگی های متوالی دنیوی برخوردار خواهد بود در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی بین دو حد دنیوی؛ یکی نهایت نقصان و امکان اخس در پائین ترین حالت نئشگی طبیعی و دیگری نهایت کمال و امکان اشرف دنیوی در بالاترین حالت نئشگی طبیعی قبل از وقع آخرین مهبانگ و بازگشت به همان نظام احسن و اشرف آفرینش اولیه بدون هیچگونه نیازی به رستاخیز یا برانگیخته شدن اموات یا مردگان از قبور یا گورها.
این دنیا روی دوپا بسوی آینده در حرکت است؛ یکی زمان مطلق و دیگری بیزمانی مطلق.
دوران