گرداوژن

لغت نامه دهخدا

گرداوژن. [ گ ُ اَ / اُو ژَ ] ( نف مرکب ) گردافکن. پهلوان. دلیر. شجاع. رجوع به گردافکن شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پهلوانان را بر زمین زند و مغلوب کند پهلوان دلیر شجاع : عنان پیچ و گرد افکن و گرز دار چومن کس نبیند بگیتی سوار .

فرهنگ عمید

دلیر، پهلوان، گردافکن.

پیشنهاد کاربران

دلیر
پهلوان
جنگاور
بغرید شنگل ز پیش سپاه
منم گفت گرداوژن رزم خواه
✏ �فردوسی