گرانیدن

لغت نامه دهخدا

گرانیدن. [ گ ِ دَ ] ( مص ) سنگین شدن و وزین شدن و ثقیل گشتن. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ). || سنجیدن و به گمان و حدس بیان کردن وزن چیزی را با دست. || گران کردن. افزودن بر قیمت چیزی. || عزیز داشتن و رفیع وعالی پنداشتن چیزی و ستودن آن. ( از ناظم الاطباء ).

گرانیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) وادار کردن کسی را در گرفتن یا نگاه داشتن چیزی. ( ناظم الاطباء )

پیشنهاد کاربران

گرانیدَن یا گرانیتَن ( گران - ) : سنگین کردن؛ ارزش دادن؛ ارج نهادن؛ سخت کردن؛ سنگین شدن
گراندار: سنگین کردنی؛ ارزش دادنی؛ ارج نهادنی؛ سخت کردنی؛ سنگین شدنی
گرانین: سنگین کردنی؛ ارزش دادنی؛ ارج نهادنی؛ سخت کردنی؛ سنگین شدنی
...
[مشاهده متن کامل]

گرانیگ: سنگین کردنی؛ ارزش دادنی؛ ارج نهادنی؛ سخت کردنی؛ سنگین شدنی؛ بسته به سنگین کردن؛ بسته به ارزش دادن؛ بسته به ارج نهادن؛ بسته به سخت کردن؛ بسته به سنگین شدن
گرانیدار یا گرانیتار: سنگین کننده؛ ارزش دهنده؛ ارج نهنده؛ سخت کننده؛ سنگین شونده
گراناگ: سنگین کننده؛ ارزش دهنده؛ ارج نهنده؛ سخت کننده؛ سنگین شونده
گرانان: سنگین کننده؛ ارزش دهنده؛ ارج نهنده؛ سخت کننده؛ سنگین شونده
گرانیر: گرانیتار
گرانیشن: گرانیتن
گرانیشنیگ: گرانیتار؛ گرانیک
گرانیشنیه: گرانیتن
گرانیشنیها: با گرانیتن
گرانَگ: ابزاری برای گرانیتن
گرانینَگ: ابزاری برای گرانیتن
پَدیشگران: ابزاری برای گرانیتن
گرانیت: سنگین کرد؛ سنگین شد؛ سخت کرد؛ ارزش داد؛ ارج نهاد؛ گرانیتن؛ سنگین کرده شده؛ سنگین شده؛ سخت کرده شده؛ ارزش داده شده؛ ارج نهاده شده
گرانیتَگ یا گرانیدَگ: سنگین کرده؛ سنگین کرده شده؛ سنگین شده؛ سخت کرده؛ سخت کرده شده؛ ارج نهاده؛ ارج نهاده شده؛ ارزش داده؛ ارزش داده شده

گران شدن.
گرانیدن با ضم گ به زبان خوبی یا خوزستانی یعنی گردانیدن به معنی عوض و تبادل کردن. چیزی را با چیز دیگر عوض کردن. چیزی را بدهیم و چیز دیگر بگیریم.
گردانیدن با ضم گ = عوض و تبادل کردن