گذشته ؛ گذر کرده ، لحظاتی که از آن گذر نمودیم، گذاشتن و گذشتن و گذر کردن.
گزاره یا گذاره ؟ ؛
گزاره ، گزینه ، گزینش
با یک تعریف انطباقی و منطبق با ریشه و مصدر و بن واژه ی این کلمه به معنی گزینه یا عبارت و جمله ای گزینش شده و برگزیده شده جهت ارائه گزارش می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
دو کلمه ی گذاره و گزاره با یک مفهوم مشترک ولی در دو موقعیت کاربردی دارای معنا و مفهوم می باشد.
کلمه ی گذاره به معنی محل گذار و گذر مرتبط با کلماتی مثل ( عبور معبر عبارت ) می باشد.
کلمه ی گزاره با تعریف موازی آن به معنی جمله و عبارت منشعب از ریشه ی کلمه ی معبر و عبور از جهت عبارتی می باشد که ذهن را به سمت یک هدف و منظور مورد نظر و مشخص عبور و گذار و گذر می دهد.
همچنین از طریق مفهوم دو کلمه ی گذ و گز برای استفاده در نامگذاری ها، در قدیم الایام که جاده ها به این صورت وجود نداشت و از دره های کوه ها جهت گذر و عبور و مرور استفاده می شد در مسیر گذر که بلندترین کوه از دور نیز جهت یافتن راه و گذر قابل مشاهده بود در لهجه های مختلف با نام های متفاوت از قبیل کوه گذ یا گز یا گذو و گزو کوه گَزو یا گَزی یا گِزی نامگذاری شده است منتهی مدل نگارش کلمه ی گذ از جهت مسیر گذر دارای هدف بوده است و مدل نگارش کلمه ی گز از جهت گزینش شدن چیزی خاص جهت گذر نمودن دارای معنا و مفهوم می باشد.
خالی از لطف نمی باشد که در فیلم خاک و آتش به کارگردانی مهدی صباغ زاده، نویسندگی هوشنگ یونسی و مهدی صباغ زاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی محصول سال ۱۳۸۹ از کوه گزو در سیستان و بلوچستان برای استفاده در این فیلم استفاده شده است. همچنین از این نام در شهر جاجرم خراسان شمالی برای نامگذاری بر روی کوهی به نام گِزی نیز استفاده شده است.
از مفهوم کلمه ی گز یا گذ در اصطلاح گز گز نمودن دست ها یا پاها در زمانه ما یک اصطلاح رایج می باشد این حالت در بدن در زمانی ایجاد می شود که مسیر گذر خون در رگ ها توسط کلسترول یا رسوبات و لخته ها گرفته شود و در نقاطی که عمل خون رسانی با مشکل مواجه می شود این اصطلاح گز گز نمودن استفاده می شود.
گذشته ؛ گذر کرده ، لحظاتی که از آن گذر نمودیم، گذاشتن و گذشتن و گذر کردن.
اصطلاح ( از این گذشته ) یعنی یک مسیله ای رو کنار گذاشتن و از آن گذر کردن و عبور کردن و چیز دیگری را مطرح کردن.
اصطلاح درگذشته یعنی از درب و گذر این دنیا گذر کرده مرتبط با اصطلاح بگذار و بگذر نیز یعنی این دنیا گذرگاهی است که ناگزیر و بدون گزینش از آن باید گذشت و گذر کرد و عبور کرد.
همچنین کلمه ی گذاره به معنی گذر و معبری گذرا که با گذ نمودن در این گذرگاه از آن می گذریم.
البته کلمه ی گزاره به معنی گزینه یا عبارت و جمله ای گزینش شده و برگزیده شده جهت ارائه گزارش می باشد.
و کلمه ی گذشت کردن با ترجمه ی بخشیدن به معنی خطایی را کنار گذاشتن و از آن گذر کردن و عبور کردن.
گزاره ای گزارش شده و گزینش شده ؛
در این گُذرگاه که گَذ نمودی چه برگُزیدی؟ چه گذاشتی و چه برداشتی؟
و در آخر خواهند گفت ؛ بگذار و بگذر
دی بمعنی گذشته کوتاه شده Dead میباشد به معنی ازدست رفته مرده ودرگذشته ودیروز یعنی روزی که گذشته دیسال ودیماه هم بهمین معنی است خواهش میکنم به شقیقه وصل نکنین که یک کلمه ترکی ازش دربیارین بیشتر کلمات فارسی با انگلیسی وبویژه اسکاتیش و ولزی وسوئدی بکیست
دیروز
پارسال
ده سال قبل
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی گذشته از ریشه ی واژه ی گذیدن فارسی هست خود از واژه ی از ریشه ی واژه ی گزیدن فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
مثل این میمونه که من بیام بگم اولدوز ترکی از هوردیس فارسی میاد هور یعنی خورشید و دیس یعنی شکل مانند تندیس و سردیس
۹۹درصد واژگان جهان را می توان با واژه بازی دزدید!
دیرباز
معنی
گذشت، گذشت زمان
هرگز گذشته نگذشت ونخواهد گذشت.
" گذشت ها گذشته "این آرزوی باطل ستمکاران وگناهکاران بود وهست .
"تلک أمانیّهم؛ قل هاتوا برهانکم إن کنتم صادقین"
ما قضی ما مضی.
سلام من همینن نشانه را زدم خانم مژگان تصویر را ببیند و دوره ای را کنند
هی میگن من. . . من. . . من. . . من. . . من. . . من. . . من. . . من. . . من این بچه های که دارم فکر کنم درباره ی
خبر مهم برات دارم ولی از بچه ها تا فروردین تا اردیبهشت کلاس دوم میشدند پاییز مهر آبان آذر زمستان
... [مشاهده متن کامل]
دی بهمن اسفند. اینا تا زمستان دارند تابستان ها ندارند باتشکر
خانم مژگان
گئچمیش به ترکی میشه گذشته
زمانی که آمده و تمام شده و دیگر در دسترس نیست
گذشته از : میتواند مرادف ( ناهیک عن ) عربی آن باشد
تمام شده
روزگارِ پیشتر
وطن پریش تر از روزگار پیش ترم
هنوز می روم و نام دیگرم سفر است
علیرضا کیانی
سالف، سالفه
چیزی که تمام شده رفته
در واقع جورایی چیزیه که دیگه قابل برگشت یا دستکاری نیست
گذشته: در پهلوی وتشتگ vitaštag بوده است.
( ( پژوهنده ی روزگار نخست
گذشته سخن ها همه باز جُست ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 214 . )
باستان
پیشین
راحل
یالقوز=درگذشته
سلف
back, past, old, late, bygone, foretime
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٤)