گدیگن

پیشنهاد کاربران

قدغن یک واژه پارسی است که با کنار گذاشته شدن دبیره پهلوی پس از چیرگی اعراب به این گونه درآمده است. به گمان می رسد که این واژه از دو بخش گَد ( که واژه پارسی به چیم بلندی و بالا است که امروزه قد نوشته می شود و غَد خوانده می شود، و در اوستا هم هست ) و گَن با چیم بود و ناپسند ساخته شده است و خوانش گ چون ( به صورت ) غ در زبان پهلوی انجامپدیر است. به باور من، شیوه نگارش درست این واژه هم گَدیگَن بوده است گَد ی گَن با چیم بالایِ بد، بلندایِ ناپسند، که چون غَدِغَن خوانده می شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

در نوشته های پیشین مانند نوشته ناصرالدین شاه، که از واژه قدغن برای پافشاری و تاکید بهره گرفته شده است. به گمان می رسد که با کنار گذاشته شدن دبیره پهلوی، نگارش واژگان پارسی بیشتر بر پایه آوانگاری واژه های رسیده دهان به دهان و سینه به سینه انجام شده و خوب، گویش در این راهگذار بَرهم ( شکل ) و شیوه نگارش واژه را در کنار عرب زده شدن و تاتار زده شدن گویش ها دگرگون ساخته است ( که نمونه آن را در گَدیگَن به قَدِغَن و به گویش برخی ها قَدَغَن می بینیم و واژه خود با واگ های پهلوی با برهمی بسیار جدا و ناهمگون نوشته می شده است ) . واژه قدغن با این چیم باید با برَهم گَدگان نوشته می شده و که گَد همان بلندی و بالا است ( امروزه همان قد است ) و گان از بون گانیدن یا گاندَن یا گانتَن است با چیم چند برابر کردن. بسته به جا و گویش این واژه گَدغان یا گَدگان یا غَدگان یا غَدغان خوانده می شود. هم میهنان آذری اَبَر نگرش ( توجُّه ) داشته باشند که همانگونه که پیشتر نیز در شناسینش ( معرّفی ) ، این کَردبُون و واژگان ساخته شده نوشته ام، گان واژه پارسی است: دو گانَگ ( دوگانه: دو برابر، در فرهنگ پس از اسلام به نماز دورکعتی گفته شده با بون گزاردن ) ، گیگاناگ: نام گونه ای خاگینه شیرین و خوشمزه با چیم جان افزا یا چند برابر کننده زندگی! یا گُوگان که جایی است در آذربایجان که گُو ( همان گاو است ) در آنجا اَندیده ( تکثیر ) می شده است. اَندیدَن ( اَند - ) : تکثیر کردن و اَندیهیستَن یا اَندیهَستَن و شاید اَندیستَن ( اَندیه - ) : تکثیر شدن. ما همین گان را با گویش غان هم در نام شهر دامگان می بینیم که نامی با چیم اَندینیندَگ ( اَندینَنده با گویش امروزی شده، با چیم تکثیر کننده ) دام می باشد. می دانیم که گویش های پارس و پارت و ماد را در ایران داریم و دبیره های پارتی و پارسی را با شُون های ( انواع ) گوناگون برای کاربری های گوناگون و گویش های بومی فراوان در جاهایی با کوهستان های برفگیر و سخت ویدَر ( سخت گذر ) و کویرها و یا جنگل های بسیار انبوه داریم