لغت نامه دهخدا
گاوباز. ( اِخ )یکی از ایلات اطراف تهران ، ساوه زرند و قزوین است ییلاق آنان کوههای شمالی البرز قشلاق شهریار و غار میباشد چادرنشین هستند. ( جغرافیایی سیاسی کیهان ص 112 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه پیاده یا سواره با گاو ( ورزاو ) مبارزه کند و او را ببازی گیرد ۲ - کولی قره چی غریب اشمار .
دهی در شهرستانهای بیجار و خرم آباد
فرهنگ عمید
مترادف ها
گاوباز
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
گروهی خاص در مناطق ما که نژادپرستی در مورد آنها زیاده والا آخر نفهمیدم کجایین من رفیقی دارم گاوباز و مثلا مسخرش میکنن اسپانیا ، اسپانیش چون در اسپانیا هم گاوبازی هست جدشون گاوبازی میکرده و خیلی هاشون آدم های خوبی نیستن
ماتادر، ماتادور
کابوی
ماتادور