کیهان خدای

لغت نامه دهخدا

کیهان خدای. [ ک َ / ک ِ خ ُ ] ( اِخ ) خدای کیهان. خدای جهان. خداوند عالم :
چو نیکی نمایدْت کیهان خدای
تو با هر کسی نیز نیکی نمای.
فردوسی.
چنین پنج هفته خروشان به پای
همی بود در پیش کیهان خدای.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

خدای کیهان ٠ خدای کیهان ٠ خدای جهان ٠ خداوند عالم ٠

پیشنهاد کاربران

داداش حسین به نظرم
تو این دنیا حداقلش از نظر تاریخی
ما با سواد کامل نداریم
حتی اونی که فک میکنه
پروفیسور زبان شناسیه
تاریخه
اصلا نمیتونه باشه
چون تاریخ تحریفه
حالا اون استاد یه نفره
...
[مشاهده متن کامل]

اما مردمی که ازون استاد
پیروی میکنن
شاید خیلی زیاد باشن
و ااینگونست که
زندگی گوسفندی شکل میگیره
مردمی که
نه حوصله تحقیق دارد
نه انگیزه تحقیق
با یه سرچ ساده قبول میکنند
و کسی که اهل تحقیق هست
اما چون اسمش استاد نیست
را سعی میکنن
همیشه بکوبن
و چیزی رو قبول میکنن
که اکثرا دوس دارن بشنون
درد جامعه ایران
همینه