ککین

لغت نامه دهخدا

ککین. [ ک َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین. در جلگه واقع و معتدل است و سکنه آن 282 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آن غلات ، چغندر باغات و شغل مردم زراعت و گلیم و جاجیم باقی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

واژه نامه بختیاریکا

( کُکین ) قوز دار

پیشنهاد کاربران

در گذشته به افرادی چاه کن بوده و یا قنات ها را لایروبی می کردند " ککین " می گفتند کسی که لقب ککین می گرفت در کارش خبره بوده و سالها طول می کشید تا از چاه کنی به لقب ککینی ملقب شود معمولا سالخوردگان به این درجه می رسیدند آنها با نگاه کردن به چهار طرف به مزارع با حسِ ششم می دانستند کدام قسمت زودتر به آب می رسد.
...
[مشاهده متن کامل]

رضاضَحاکی راحت
دبیر و مدرس تاریخ
و. . . . . .