کوپ کردن

پیشنهاد کاربران

یعنی:
خشکش زد
شوکه شد و نتوانست واکنش نشان دهد
مات و مبهوت ماند
از ترس/شوک میخکوب شد
دچار حالت freeze شد
مثال؛
زیر آتش دشمن کوپ کرد و از جاش تکون نخورد.
He froze under enemy fire and couldn't move.
فرا هم آوردن ، گرد آوردن، روی هم انباشتن،
واژه ( کوپ ) واژه ای اوستایی به چمِ ( برآشفته شدن، وادار شدن ) می باشد.
( کوپ کردن ) نیز به چمِ ( برآشفته شدن ) است.
چنانکه در رویه 378 از نبیگِ ( فرهنگ واژه های اوستا ) آمده است:
کوپ کردن
شوکه شدن
خشک کردن تعجب کردن