واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : کونده لنگ - Kndalang سدِّ سر راه، بندی که در میان راه استاده باشد، مجازا به معنی مانده. مثال در گویش: این سنگ کلان را که میان راه کونده لنگ آورده مانده است؟ این تعبیر
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
به طرز استعاره از دو واژه ساخته شده است: ۱. کُنده ( بعداً به کونده kynde تبدیل شده ) ۲. لنگ - در راه ماندن کاروان ( برهان ) . چنان که کاروان در میان راه میماند، کنده هم در میان راه همچون مانع میماند، یعنی کنده ای که در میان راه مانده است واین مانع عابران میشود. از اینجا معنی کونده لنگ استادن، مانع بودن است. چنین اصطلاحی هم هست: شما گپ را کشال نداده یکباره کونده لنگ به پیش وی مانید.