کوشش نمودن

لغت نامه دهخدا

کوشش نمودن. [ ش ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کوشش کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کوشش کردن شود.

فرهنگ فارسی

کوشش کردن

پیشنهاد کاربران

کوشش کلمه ای تورکی است که از فعل کوشماق به معنی دویدن گرفته شده ریشه آن کوش بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل کوشش و به معنی دو در می آید و با مفهوم کوشش که تلاش و سعی می باشد مطابقت می کند و در فارسی فاقد ریشه می باشد
تلاش کردن