کوراغلی

لغت نامه دهخدا

کوراغلی. [ کُرْ اُ ] ( اِخ ) کوراغلو. نام قهرمانی است که اعمال پهلوانی او در بین قبایل قفقاز شهرت دارد. ( از اشتینگاس ؛ ذیل کوراغلو ).

کوراغلی. [ کُرْ اُ ] ( اِ مرکب ) نام لحنی از الحان ترکان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- کوراغلی خواندن ؛ در مقابل حقی سخنان بی اساس و غیرمنطقی گفتن. جوابهای بی سروته به تقاضای حقه کسی دادن. انکار وام خود کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
|| قطعه ای است ضربی که سابقاً در مقدمه ماهور نواخته می شد. ( فرهنگ فارسی معین ذیل کراوغلی ).

پیشنهاد کاربران