کنگو

/kongo/

معنی انگلیسی:
congo

لغت نامه دهخدا

کنگو. [ ک ُ گ ُ ] ( اِخ ) جمهوری دمکراتیک کنگو یا «کنگو کینشازا» که در گذشته به نام کنگوی بلژیک شهرت داشت. یکی از کشورهای آفریقای استوایی است و قسمت اعظم حوزه رود کنگو را شامل می گردد و 2345000 کیلومتر مربع وسعت و 16353000 تن سکنه دارد. پایتخت آن کینشازا و زبان رسمی آنجا فرانسه است. زراعت قهوه و کتان در آن سرزمین رواج دارد و معادن طلا و روی و منگنز و قلع و مخصوصاً اورانیوم و الماس و مس آن خاصه در کاتانگا حائزاهمیت بسزائی است. کنگوی بلژیک به وسیله لئوپلد دوم تأسیس گردید. این سرزمین تا سال 1960 م. از مستعمرات بلژیک بود و پس از استقلال ماجرای پرسروصدای پاتریس لومومبا نخست وزیر این کشور به وجود آمد و لومومبا به وسیله رئیس جمهور «ژوزف کازاووبا» از کار بر کنار گردید و سپس در سال 1961 به قتل رسید. موئیز چومبه با تجزیه قسمت کاتانگا از کشور مدتی در این قسمت حکمروائی کرد ولی در سال 1963 با میانجی گری سازمان ملل این تجزیه طلبی از بین رفت و از سال 1964 تا 1965چومبه در رأس حکومت کنگو قرار گرفت. و سپس به وسیله کودتای ژنرال موبوتو بر کنار گردید. ( از لاروس ).

کنگو. [ ک ُ گ ُ ] ( اِخ ) جمهوری کنگو یا«کنگو برازاویل » یکی از کشورهای آفریقای استوایی است که در سال 1960 م. استقلال یافت و 342000 کیلومتر مربع وسعت و 860000 تن سکنه دارد. پایتخت آن برازاویل و زبان رسمی آنجا فرانسوی است. زراعت قهوه ، نیشکر وکتان رواج دارد و معادن آن فراوان است ، از آن جمله طلا و الماس و سرب و قلع و نفت حائز اهمیتند. این سرزمین در گذشته جزو مستعمرات فرانسه بود. ( از لاروس ).

کنگو. [ ک ُ گ ُ ] ( اِخ ) رودی است در قاره آفریقا که از نواحی «دریاچه بزرگ » سرچشمه می گیرد و «لوآلبا»نامیده می شود. این رود پس از آنکه در مسیر خود قوس بزرگی به وجود می آورد از سمت راست رودهای «اوبانگی » و «سنگها» و از سمت چپ رود «کاسائی » بدان متصل می گردند و «کیزانگائی » و «کینشازا» و «برازاویل » را مشروب می سازد و سپس به اقیانوس اطلس می ریزد. ( از لاروس ).

فرهنگ فارسی

این کشور بنام [ کنگو برازاویل ] نیز نامیده میشود و از کشورهای افریقای استوایی است که از سال ۱۹۶٠ م . استقلال خود را اعلام کرده . مملکت مذکور دارای ۳۴۲ ٠٠٠ کیلومتر مربع مساحت و ۱/٠۸۹/۳٠٠ تن جمعیت است . پایتخت آن شهر برازاویل میباشد . بواسطه توده کوههای [ گابون ] از نفوذ اقیانوس اطلس در امان است . بخش بزرگی از این سرزمین را جنگلهای انبوه فراگرفته و در آن کشت دانه های روغنی موز قهوه کاکائو توتون نیشکرو آراشید معمول است . کانهای آن عبارتند از : سرب سنگ اورانیوم طلاو نفت .

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] کنگو کشوری در مرکز آفریقا است. حدود ۱۵٪ از جمعیت این کشور مسلمان و پیرو مذهب شافعی هستند. پیشینه تشیع در کنگو به مهاجرت شیعیانی از هند و لبنان در نیمه دوم قرن بیستم قمری به این کشور باز می گردد. شیعیان در این کشور مراکزی دارند.
۴۶ ٪ ساکنان کنگو مسیحی کاتولیک و ۲۸٪ مسیحی پروتستان هستند و حدود ۱۵٪ مسلمان و بقیه پیرو ادیان بومی منطقه هستند. مسلمانان سنی مذهب ساکن در این کشور شافعی مذهب هستند.

[ویکی شیعه] کنگو (ابهام زدایی). کنگو، ممکن است به یکی از این موارد اشاره داشته باشد:

دانشنامه عمومی

کنگو (شامپانزه). کنگو ( انگلیسی: Congo؛ ۱۹۵۴–۱۹۶۴ ) یک شامپانزه بود که ترسیم و نقاشی کردن را آموخت. جانورشناس، نویسنده و نقاش سورئالیست، دزموند موریس، نخستین بار توانایی های وی را وقتی مشاهده کرد که وقتی کنگو دو سال داشت، به وی یک کاغذ و مداد دادند. در سن چهار سالگی کنگو ۴۰۰ نقاشی و طراحی ترسیم کرده بود. سبک وی «امپرسیونیسم انتزاعی تغزلی» توصیف شده است. [ ۱]
عکس کنگو (شامپانزه)

کنگو (فیلم). کنگو ( به انگلیسی: Congo ) فیلمی محصول سال ۱۹۹۵ و به کارگردانی فرانک مارشال است. در این فیلم بازیگرانی همچون لورا لینی، دیلن والش، ارنی هادسون، گرانت هسلو، جو دان بیکر، تیم کوری، ماری الن ترینور، استوارت پنکین، رومی روزمونت، جیمز کارن، جان هاکس، پیتر جیسون، جیمی بافت، کوین گرویوکس، بروس کمپبل، تیلور نیکولز، آدواله آکینویه آگباجه، جو پانتولیانو و دلروی لیندو ایفای نقش کرده اند.
عکس کنگو (فیلم)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

جدول کلمات

برازاویل

مترادف ها

kongo (اسم)
کنگو، کنگویی

پیشنهاد کاربران

واژه ی کُنگو با حروف لاتین به شکل های Kongo و Congo ( اولی آلمانی و دومی انگلیسی ) بصورت تفکیکی کون گو، به احتمال قوی یا قریب به یقین، به روش بازی کابالا ساخته شده و در پشت پرده ی ظاهر حروفی، لفظی، لغوی یا کلمه ای خود حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده است.
...
[مشاهده متن کامل]

در پیشوند کون ( kon یا Con ) بصورت تفکیکی ک وَ ن: حرف ک ( با تلفظ قدیمی کا و جدید کاف ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل ۲۵ میباشد با تلفظ ۲ تا ۵ و یا یک ۵ و یک ۵ مساوی با ۱۰ و حرف ن با تلفظ نون، حرف اول واژه ی نکته یا نقطه بوده است. پسوند گو ( go ) ریشه در فعل یا مصدر گفتن داشته و به حالت های خبری و امری به معنای گوینده و یا بگو.
لذا این نام در اصل و ریشه و از دیدگاه خبرگان ماهر و ورزیده در میدان ناپیدای بازی کابلا به دومعنای خبری و امری بوده : یکی به معنای گوینده یا بیان کننده ی ۱۰ نکته و دیگری در باب خطاب به خود و شنوند به معنی : گو یا بگو ۱۰ نکته را : ۵ نکته ی مردانه و ۵ نکته ی زنانه و هر نکته یا نقطه ای ( ۰ ای ) نمود یا نشانی هندسی بوده و میباشد از ابعاد دهگانه ی ( النفوس العشره به زبان عربی ) هر کدام از افراد انسانی چه زن و چه مرد، مشتمل بر ۵ من مردانه و ۵ من زنانه.
یک ستاره ی پنج پَری روی پرچم آن کشور آفریقائی، دلاتی آشکار بر نیمی از این حقیقت بوده.
کین زاشا یا کین شازا و کین شاسا ( Kinshaza یا Kinshasa یا Kinsasha و فرم های دیگر ) از سه کلمه ی فارسی ساخته اند کین مخفف که این و زا ( za ) ریشه در فعل یا مصدر زائیدن، زاده شدن و اسم مصدر زایش و سا ( sa ) به معنای شبیه یا مثل و مانند و شا ( sha ) مخفف شاه. لذا نام پایتخت آن کشور به معنای شاهزاده و شه آسا ( البته زایش به زبان نمادین به معنای آفرینش هم بوده ) و شاه اشاره به خالق یا آفریدگار کائنات داشته و جملگی به زبان فارسی و نه بلژیکی، هلندی، پرتغالی، فرانسوی، انگلیسی، . . . .
یک نکته ی پوشیده در پیشوند کین ( kin ) افزون بر معنای مخفف " که این" شاید این بوده باشد: کا این.
یعنی این انسان دنیوی چه زن و چه مرد ( مرد شاه و زن ملکه در حالت ملکوتی ) بصورت کائی یعنی دو پنجی یا ده تائی زایش یافته و یا آفریده شده ( البته در نامگذاری اشاره به ملکه نشده و شاید به همین دلیل از یک ستاره ی پنج پرتوئی استفاده شده ) .
حافظا! بیا!
آیه و حدیث و روایت از مُطرب و مَی و حوریان برزخی و بهشتی گو و راز دّهر را کمتر جو / که هوش طبیعی و مصنوعی گشود و در آینده بیش از این می گشاید آن معما را/.

بنام خدا
باسلام، دو کشور افریقایی بنام کنگو داریم مرکز یکی زییر و دیگری کینشاسا هست. با تشکر.