اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : کم و کوس - ks Kamu کمبود، نارسایی. مثال در گویش: یافت من همین، کم و کوسش را خودتان بود کرده میدهید. یا: مهمانداری نغز کرد، بی کم و کوس. در این عبارت کوس تحریف کاست است به معنی کم، کوس به معنی کژ، ناراست هم می آید: این کاغذ را کوس بریده اند.