کفشگران

لغت نامه دهخدا

پیشنهاد کاربران

اگر دقت کنیم بیشتر گودرزی های ایران خواستگاهشان شهرستان بروجرد و بخصوص منطقه سیلاخور و اطراف بخش اشترینان می باشد که در اصطلاح محلی به آن چال گودرزی و بلندای گودرزی می گویند ، گاهی نام خانوادگی تنها گودرزی
...
[مشاهده متن کامل]
است و گاهی در آمیخته هایی مانند بشیری گودرزی ، عباسی گودرزی ، معظمی گودرزی ، ولی پوری گودرزی ، حیدری گودرزی ، گودرزی دهریزی، میرزایی گودرزی ، گودرزی معظمی ، قاسمی گودرزی ، ترابی گودرزی ، و . . . می باشد . در زمان انتخاب نام خانوادگی و صدور شناسنامه برای تبعه ی ایران هر محل نام خانوادگی را بر اساس معیاری که وجود داشته برمی گزیدند در منطقه گودرزی نیز این نام خانوادگی منتسب به مالک بوده است ، مالک کسی بوده که معمولا املاکی بسیار در یک یا چند روستا داشته است . اما در برخی جاها نام خانوادگی بر اساس شغل و حرفه بوده است مانند نام های خانوادگی در شهرستان بروجرد چون زرین کوب ، نقره کوب ، شیشه چی ، آهنچی ، ورشوچی ، و . . . اما واژه ی گودرزی بر رسانده به گودرز می باشد که در شاهنامه ی فردوسی نام پهلوانی ایرانی است و نام منطقه ای در شمال شهرستان بروجرد است.

نمایی از ورودی روستای کفشگران ، اشترینان ، بروجرد.
کفشگران
درود بر همه ی ( کوشگرونیا ) کفشگرانی ها ، مردم با مرام و با معرفت .
واژگان لری که در منطقه ی چال گودرزی و اشترینان و پیرامون آن کاربرد دارد البته گاهی تلفظ واژه ای از روستا به روستا تفاوت دارد :
زبان لُری را پاس بداریم
کِتُو: کتاب
کِرِّ دو: هوای مه آ لو
...
[مشاهده متن کامل]

کَشکَکِ زونی: بر جستگی روی زانو
کوخَه: سُرفه
کَمچَه: ملاقه
کُر: پسر
کَرتیر: ابزاری فلزی با دستۂ چوبی جهت
مرز بندی در کشاورزی
کَرواس: پارچۂ کرباس
کِنار او: توالت
کَفتَر: کبوتر
کُچِک: کوچک
اُو: آب
اَفتو: آفتاب
شو: شب
ایوارَه: غروب
شومی: هندوانه
خروِزَه: خربزه
گُرمِج: مُشت
کلیک: انگشت
تیا: چشم
اور: ابر
آسارَه: ستاره
شیطو: شیطان
مِرژِنگ: مژه
پِت: دماغ
شونَه: شانه
مِرک: آرنج
پِشنی: پیشانی
شاتَه: نون لواش گِرد
پونوچی: کفاش ( گیوه دوز )
گِردِکو: گردو
بام: بادام
تُرموغ: تخم مرغ
نوجی: عدس
افتوءَ: آفتابه
دِنو: دندان
گُردالَه: قلوه
گیَه: سیرابی
دِرِنجَه: دودکش سقف خانه
بازِه: هوا کش تنور

زیباترین روستای بروجرد
کفشگران یعنی کفش ( زمینش ) گران وباارزش است چون خاکش حاصل خیز واب فراوان دارد
در زبان پارسی کفش گر بمعنای سازنده کفش می باشد پس می توان گفت کفشگران روستایی بوده که در گذشته دارای صنعت کفش سازی در منطقه خود بوده با توجه به سابقه حدود ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح گذشته درخشان روستا را می توان متصور بود
همانطور که دوستان گفتن معنی کفشگران یعنی کف گران یعنی کف اش زمینش گران است با ارزش و حاصلخیز است.
روستایی بسیار زیبا

کفشگران به تعبیردیگرکف ش گران یعنی زمینش گران است یامنظورازکفش همان خاکش است که گران است