کریه المنظر
مترادف کریه المنظر: بدشکل، بدصورت، بدگل، بدنما، بدهیئت، زشت، زشت روی، کریه منظر
متضاد کریه المنظر: چشم نواز، زیبا
برابر پارسی: زشت روی
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
- کریه المنظر ؛ زشت و بدشکل و بدهیکل. ( ناظم الاطباء ) .
بَد پوز
لهجه و گویش تهرانی
بد قیافه، بد اخلاق
لهجه و گویش تهرانی
بد قیافه، بد اخلاق