کریشه

/keriSe/

مترادف ها

gauze (اسم)
گاز پانسمان، تور، تنزیب، کریشه، مه خفیف

فارسی به عربی

شاش

پیشنهاد کاربران

قوچ شاخدار جنگلی سه شاخ که می توان از آن سواری گرفت و در اساطیر پارسی به اسب منوچهر پادشاه پیشدادی پارسی نامدار است [اساطیر ایران باستان، عصمت عرب گلپایگانی و پژوهشی در اساطیر ایران شادروان مهرداد بهار]
kresha
پارچه ای که در قدیم زیاد استفاده میشده
و در بسیاری از اهنگهای"زیرک" از ان نام برده شده
پارچه ای بمانند"مخمر" ضخیم
کریشه : پارچهٔ سبک نخی دارای گل های برجسته