کَرمیدَن ( کَرم - ) : عمل کردن، کردن
کَرمدار: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی
کَرمداریه: کردنی بودن، قابل عمل کردن بودن، عملی بودن
کَرمین: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی
کَرمینیه: کردنی بودن، قابل عمل کردن بودن، عملی بودن
... [مشاهده متن کامل]
کَرمیگ: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن؛ بسته به کردن، کُنِشی، بسته به عمل کردن، عملی
کَرمیر : کُننده، کُنا، عمل کننده، عامل
کَرمیریه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمیریها: با کُنندگی، با عمل کردن، با عاملیّت
کَرماک یا کَرماگ: کُننده، عمل کننده، عامل
کَرماکیه یا کَرماگیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرماکیها یا کَرماگیها: با کُنندگی، با عمل کردن، با عاملیّت
کَرمان: کُنند، عمل کننده، عامل
کَرمانیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمانیها: با کُنندگی، با عاملیّت
کَرمیندَگ: کَرمِنده، کُننده، عمل کننده، عمل
کَرمیندَگیه: کَرمِندَگی، کُنندگی، عاملیّت
کَرمیندَگیها: با کَرمِندَگی، با کُنندگی، با عاملیّت
کَرمیشن: کردن، عمل کردن
کَرمیشنیک یا کَرمیشنیگ: کُننده، عامل، عمل کننده؛ کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی؛ بسته به کردن، کّنشی، بسته به عمل کردن، عملی
کَرمیشنیه: کردن، کُنش، عمل کردن، عمل
کَرمیشنیها: با کردن، با عمل کردن
کَرمَک یا کَرمَگ: ابزاری برای کردن، عمل، ابزاری برای عمل کردن؛ کُننده، عامل
کَرمَکیه یا کَرمَگیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمَکیها یا کَرمَگیها: کارها، اَعمال؛ با کُنندگی، با عاملیّت؛ عاملین، عاملان
کَرمینَک یا کَرمینَگ: ابزاری برای کردن، ابزاری برای عمل کردن
پَدیشکَرم: ابزاری برای کردن، ابزاری برای عمل کردن
کَرمیت: کرد، عمل کرد؛ بکنید، عمل کنید؛ معمول، عمل کرده شده، کرده شده؛ کردن، عمل کردن
کَرمید: کَرمیت
کَرمیتَگ یا کَرمیدَک: کرده، عمل کرده؛ کرده شده، عمل کرده شده، معمول
کَرمدار: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی
کَرمداریه: کردنی بودن، قابل عمل کردن بودن، عملی بودن
کَرمین: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی
کَرمینیه: کردنی بودن، قابل عمل کردن بودن، عملی بودن
... [مشاهده متن کامل]
کَرمیگ: کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن؛ بسته به کردن، کُنِشی، بسته به عمل کردن، عملی
کَرمیر : کُننده، کُنا، عمل کننده، عامل
کَرمیریه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمیریها: با کُنندگی، با عمل کردن، با عاملیّت
کَرماک یا کَرماگ: کُننده، عمل کننده، عامل
کَرماکیه یا کَرماگیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرماکیها یا کَرماگیها: با کُنندگی، با عمل کردن، با عاملیّت
کَرمان: کُنند، عمل کننده، عامل
کَرمانیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمانیها: با کُنندگی، با عاملیّت
کَرمیندَگ: کَرمِنده، کُننده، عمل کننده، عمل
کَرمیندَگیه: کَرمِندَگی، کُنندگی، عاملیّت
کَرمیندَگیها: با کَرمِندَگی، با کُنندگی، با عاملیّت
کَرمیشن: کردن، عمل کردن
کَرمیشنیک یا کَرمیشنیگ: کُننده، عامل، عمل کننده؛ کردنی، عمل کردنی، قابل عمل کردن، عملی؛ بسته به کردن، کّنشی، بسته به عمل کردن، عملی
کَرمیشنیه: کردن، کُنش، عمل کردن، عمل
کَرمیشنیها: با کردن، با عمل کردن
کَرمَک یا کَرمَگ: ابزاری برای کردن، عمل، ابزاری برای عمل کردن؛ کُننده، عامل
کَرمَکیه یا کَرمَگیه: کُنندگی، عاملیّت
کَرمَکیها یا کَرمَگیها: کارها، اَعمال؛ با کُنندگی، با عاملیّت؛ عاملین، عاملان
کَرمینَک یا کَرمینَگ: ابزاری برای کردن، ابزاری برای عمل کردن
پَدیشکَرم: ابزاری برای کردن، ابزاری برای عمل کردن
کَرمیت: کرد، عمل کرد؛ بکنید، عمل کنید؛ معمول، عمل کرده شده، کرده شده؛ کردن، عمل کردن
کَرمید: کَرمیت
کَرمیتَگ یا کَرمیدَک: کرده، عمل کرده؛ کرده شده، عمل کرده شده، معمول