کردناک

لغت نامه دهخدا

کردناک. [ ک َ ] ( اِ )کبابی است که بعد از نیم پخت کردن مرغ و امثال آن به آتش برشته کنند و جهت مرتاضین و معده حاد و تقویت بدن مفید و مضر معده ضعیف است. ( تحفه ). کردناج. ( دزی ج 2 ص 454 ). رجوع به کردناج ، گردنا و گردناج شود.

فرهنگ فارسی

کبابی است که بعد از نیم پخت کردن مرغ و امثال آن ب آتش برشته کنند و جهت مرتاضین و معده حاد و تقویت بدن مفید و مضر معده است .

پیشنهاد کاربران

واژه ی کردنا در بیت:
گردان در پیش روی بابزن و کردنا
ساغرت اندر یسار باده ات اندر یمین ( منوچهری )
دکتر عبدالحسین زرین کوب مقاله ای از کتاب یادداشت ها و اندیشه ها به معنی مرغی بود که با پر بریان کنند.
...
[مشاهده متن کامل]

همچنین این بیت از کسائی در ادامه مقاله ذکر شده است:
دلی را کز هوا جستن چو مرغ اندر هوا یابی
بحاصل مرغ واراو را بآتش کردنا یابی