کرد و کار


معنی انگلیسی:
function

فرهنگ فارسی

( اسم ) عمل رفتار : [ آهو با حالتی که نشان. عصبانیتش از کرد و کار شوهر بود چفت در را انداخت و دوستانه بهما پر خاش کرد ... ] .

پیشنهاد کاربران

عمل و اقدام
انجام عمل. عمل گری.
بر سرِ سنگی نشسته بود
پشیمان از کردوکار خویشو زمین. - احمد شاملو

بپرس