کاهلانه.[ هَِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) همچون کاهلان. همانند تن پروران و تن آسانان. کاهل وار. سست : پاس پیوسته دار بر در حق کاهلانه بجه بگیر مباش.سنائی.
مانند کاهلانشبیه تنبل ها. . . . . رفتارش آهسته کم و بیش کاهلانه بود. . . جنایت و مکافاتدلستایوفسکیترحمه احد علیقلیان+ عکس و لینک