کالجار

لغت نامه دهخدا

کالجار. ( اِ مرکب ) به لغت گیلان بمعنی کارزار است. ( برهان ). چه «لام » به «را» تبدیل شود و «جیم » به «زا». ( از آنندراج ). جنگ و جدال. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ).کارزار. کالیجار. رجوع به کالیجار به کارزار شود.

کالجار. ( اِ مرکب ) مزرعه برنج. ( از برهان ) ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). مزرعی که در آن شلتوک کارند. ( آنندراج ). کالیجار. رجوع به شالی زار در همین لغت نامه شود.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - کارزار، حرب . ۲ - مزرعة برنج ، برنجزار.

فرهنگ عمید

=کالنجار

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
ببینیم در زبان سانسکریت آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کالجارکالجارکالجارکالجار
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سانسکریت