دیکشنری
مترجم
بپرس
کاس کردن
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
کاس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امان کسی را بریدن ( لهجه قزوینی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن امان وی را بریدن .
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) (عا. ) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن ، امان وی را بریدن .
پیشنهاد کاربران
کسی را از زور اصرار کردن و حرف زدن، خسته کردن
+ عکس و لینک