کارگردانی

شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

mise en scne

لغت نامه دهخدا

کارگردانی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل کارگردان. اداره. || صحنه آرایی.

فرهنگ فارسی

عمل کار گردان ۱ - روبراه کردن امور ادار. امور . ۲ - تولیت مجلس انجمن یا حزبی . ۳ - صحنه آرایی ( تاتر فیلم ) .

ارتباط محتوایی

لغت نامه دهخداکارگردانی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل کارگردان. اداره. || صحنه آرایی.فرهنگ فارسیعمل کار گردان ۱ - روبراه کردن امور ادار. امور . ۲ - تولیت مجلس انجمن یا حزبی . ۳ - صحنه آرایی ( تاتر ...
معنی کارگردانی، مفهوم کارگردانی، تعریف کارگردانی، معرفی کارگردانی، کارگردانی چیست، کارگردانی یعنی چی، کارگردانی یعنی چه،
برچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ک، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف ک، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ک
کلمه: کارگردانی
کلمه بعدی: کارگردانی نمایش
اشتباه تایپی: ;hv'vnhkd
عکس کارگردانی : در گوگل
معنی کارگردانی

معنی یا پیشنهاد شما