کاردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
با عرض پوزش، هم میهنم اگرچه نوشته من درباره کاردَن درست است ولی درباره کارته نادرست و شتاب زده است. ته در زبان ژاپنی به چیم دست است و نه تُهی! ( منبع: گوگل ترانسلیت )
من این واژه را از زبان ژاپنی و دقیقتر بگویم از نام ورزش کاراته پی بردم. به گمان می رسد که زبان ژاپنی با زبان پهلوی ما ایرانیان پیوندی بسیار کهن دارد.
کاردَن ( کار - ) : کردن، انجام دادن
کاردار: انجام دادنی؛ انجام دهنده؛ دارنده کار
... [مشاهده متن کامل]
کارین: انجام دادنی
کاریگ: انجام دادنی؛ بسته به انجام دادن؛ کاری
کاراگ: انجام دهنده؛ کارا، در زبان ژاپنی این واژه پهلوی به چیم دَست به کار رفته است چون دست اندامی از بدن است که ما بیشتر کارهایمان را با آن انجام می دادیم و هنوز هم انجام می دهیم. ما در زبان پهلوی گ را در این واژگان می نویسیم ولی نمی خوانیم. داناگ می نویسیم و دانا می خوانیم. آداک می نویسیم و آدا می خوانیم که همان گَزیرَگ: جزیره است و در زبان تورکیه هم به کار می رود. اینجا هم کاراگ نوشته شده ولی کارا در فارسی و هم در ژاپنی کاربری دارد.
کاران: انجام دهنده؛ ملل ( کار: ملّت؛ جنگ و نبرد، مبارزه؛ به کارزار نگاه کنید )
کاریر: انجام دهنده
کاریشن: انجام دادن
کاریشنیگ: انجام دهنده؛ انجام دادنی؛ کاری، بسته به انجام دادن
کاریشنیه: انجام دادن
کاریشنیها: با انجام دادن
کارَگ: انجام دهنده؛ ابزاری برای انجام دادن
کارینَگ: ابزاری برای انجام دادن
پَدیشکار: ابزاری برای انجام دادن
کارد: انجام داد؛ انجام دادن؛ انجام شده
کاردَگ: انجام داده؛ انجام شده
- کار: پسوندی با چیم انجام دهنده مانند جوشکار، آهنکار، سیمکار ( نقره کار )
تِه در زبان پهلوی به چیم کف ( مانند کف زمین و کف اتاق ) است می باشد و کَف می تواند هیچ چیز و همان تُهی و خالی باشد. کاراته در زبان ژاپنی به چیم "مبارزه دست خالی" است و ما هر دو چیم جنگ و مبارزه، و دست را در کار ( واژه پهلوی ) داریم و ته که می تواند همان تِه در زبان پهلوی باشد با چیم خالی.
کاردَن ( کار - ) : کردن، انجام دادن
کاردار: انجام دادنی؛ انجام دهنده؛ دارنده کار
... [مشاهده متن کامل]
کارین: انجام دادنی
کاریگ: انجام دادنی؛ بسته به انجام دادن؛ کاری
کاراگ: انجام دهنده؛ کارا، در زبان ژاپنی این واژه پهلوی به چیم دَست به کار رفته است چون دست اندامی از بدن است که ما بیشتر کارهایمان را با آن انجام می دادیم و هنوز هم انجام می دهیم. ما در زبان پهلوی گ را در این واژگان می نویسیم ولی نمی خوانیم. داناگ می نویسیم و دانا می خوانیم. آداک می نویسیم و آدا می خوانیم که همان گَزیرَگ: جزیره است و در زبان تورکیه هم به کار می رود. اینجا هم کاراگ نوشته شده ولی کارا در فارسی و هم در ژاپنی کاربری دارد.
کاران: انجام دهنده؛ ملل ( کار: ملّت؛ جنگ و نبرد، مبارزه؛ به کارزار نگاه کنید )
کاریر: انجام دهنده
کاریشن: انجام دادن
کاریشنیگ: انجام دهنده؛ انجام دادنی؛ کاری، بسته به انجام دادن
کاریشنیه: انجام دادن
کاریشنیها: با انجام دادن
کارَگ: انجام دهنده؛ ابزاری برای انجام دادن
کارینَگ: ابزاری برای انجام دادن
پَدیشکار: ابزاری برای انجام دادن
کارد: انجام داد؛ انجام دادن؛ انجام شده
کاردَگ: انجام داده؛ انجام شده
- کار: پسوندی با چیم انجام دهنده مانند جوشکار، آهنکار، سیمکار ( نقره کار )
تِه در زبان پهلوی به چیم کف ( مانند کف زمین و کف اتاق ) است می باشد و کَف می تواند هیچ چیز و همان تُهی و خالی باشد. کاراته در زبان ژاپنی به چیم "مبارزه دست خالی" است و ما هر دو چیم جنگ و مبارزه، و دست را در کار ( واژه پهلوی ) داریم و ته که می تواند همان تِه در زبان پهلوی باشد با چیم خالی.