کار افتیدن

پیشنهاد کاربران

اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : کار اَفتیدن - aftidan ضرورت پیدا کردن، نیازمند گشتن. مثال در گویش: کارش که افتید ( افتاد ) دوان پیش تو می آید. کارتان نه افتد از ما خبر هم نمیگیرید. در تاریخ نامه
...
[مشاهده متن کامل]
طبری به همین معنی آمده است: تا اگر کاری افتد یا اندرین کوشک او چیزی افتد، او خویشتن بدان راه بیرون افکند ( ص۵۶۷ ) . در سمرقند اصطلاحی هست: پیش طبیب نرو، پیش کار افتاده رو. غیر از این در سمرقند چنین تعبیری هست: بچه ها شوخی میکنند، شوخی نمیکنند، کارش نه، کتابش را خواندن میگیرد. به همین صورت: کارم نه، کارت نه، کار ما نه، کارشان نه. . .