ژگال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
زغال به پارسی "زگال، ژگال، zoğal" بوده است!
( ( گوشزد: همچنین خود واژه زاغ از زُگ گرفته شده است!
( وارَغنه، وِرِثرَغنَه ) : اوستایی: vărəyna ) )
.
زُگ: سُرمه، گرده یا دوده سیاه، چوب سوخته، فَحم، اخگر کشته، اَنگِشت!
... [مشاهده متن کامل]
.
برای نمونه چکامه ای از خاقانی:
باد از پیِ کباب جگرهای روشنان
کیوان زُگال آتش خور کز تو بازماند
مینو ( معنی ) : باد در پیِ کباب کردن جگرهای ستارگان است و کیوان ( زُحَل ) ، زغالِ آتش خورده ای است که از تو بر جای مانده است
.
ال: 1. پسوند ابزار ( افزار ) ، پسوند قدرت، نیرو دهنده و شارژ کننده 2. پسوند فاعلی و انجام دهندگی 3. پسوند شاخص و برتری دهنده
مثل: 1. چنگال، گودال، زغال، نیرال 2. غربال، دَنگال، کاچال، دنبال، میترال ( دریچه دولختی قلب ) 3. پوشال، تُفال، چاقال، تاقال!
.
مینو ( معنی ) : چوبِ سوخته و سیاه شده، اخگرِ فروخفته و بازماندهٔ سوختن چوب

( ( گوشزد: همچنین خود واژه زاغ از زُگ گرفته شده است!
( وارَغنه، وِرِثرَغنَه ) : اوستایی: vărəyna ) )
.
زُگ: سُرمه، گرده یا دوده سیاه، چوب سوخته، فَحم، اخگر کشته، اَنگِشت!
... [مشاهده متن کامل]
.
برای نمونه چکامه ای از خاقانی:
باد از پیِ کباب جگرهای روشنان
کیوان زُگال آتش خور کز تو بازماند
مینو ( معنی ) : باد در پیِ کباب کردن جگرهای ستارگان است و کیوان ( زُحَل ) ، زغالِ آتش خورده ای است که از تو بر جای مانده است
.
ال: 1. پسوند ابزار ( افزار ) ، پسوند قدرت، نیرو دهنده و شارژ کننده 2. پسوند فاعلی و انجام دهندگی 3. پسوند شاخص و برتری دهنده
مثل: 1. چنگال، گودال، زغال، نیرال 2. غربال، دَنگال، کاچال، دنبال، میترال ( دریچه دولختی قلب ) 3. پوشال، تُفال، چاقال، تاقال!
.
مینو ( معنی ) : چوبِ سوخته و سیاه شده، اخگرِ فروخفته و بازماندهٔ سوختن چوب

منبع. عکس ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورائی
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹



