چیکار

واژه نامه بختیاریکا

چا؛ ( چِزا ) ؛ ( چِز ) ؛ چز ؟
چه زا ؟

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی چیکار از ریشه ی دو واژه ی چی و کار فارسی هست خود واژه ی چی از ریشه ی واژه ی چیدن فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

چیکارچیکارچیکارچیکارچیکار
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
کلمه چیکار فارسی به نظر می رسد با چیکار ترکی مرتبط باشد.
چیکار=درآمد، عایدی، کسب، در بیار، درآمد کن، و. . . چیکار فعل امر چیکارماک=درآوردن، درآمدن، درآمد کردن، عایدی کردن، بیرون آوردن، کسب کردن، و. . .
...
[مشاهده متن کامل]

ایشله پول چیکار=کار کن پول در بیار، کار کن پول کسب کن
نَچه چیکاردینگ؟=چقدر دزآوردی؟، چقدر درآمد کردی؟
بو یردِن نَچه چیکارسانگ چیکار. =از اینجا هر چقدر درآوردی دربیار
آرابادان اِلینگ چیکار= از اتومبیل دستت را در بیار
اُنی اُویدن چیکار. = آن را از خانه بیرون کن ( در بیار )
درزبان فارسی:
تو چیکار میکنی؟= تو از کجا کسب درآمد می کنی؟، کسب و کار تو چی هست؟، تو چی کار می کنی؟
من چیکار کنم؟= من چی کار کنم؟، من از کجا کسب درآمد کنم؟
تو اینجا چیکار می کنی؟=تو اینجا چه کسبی ( درآمدی، کاری ) می کنی؟
( چیکار ) درآمد: درآمدن. داخل شدن. دخول : آنکه گردانیده است هر مدتی را نوشته ای و هر کاری را دری و هر درآمدی را سبب درآمدی و هر زنده ای را زمانی تقدیر کرده است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ) . یعنی تو کیستی و کی اجازت داد به درآمد. ( قصص الانبیاء ص 99 ) .
ارتباط کلمات فارسی ، انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa. com -

از چه کار
یعنی سوال می کنیم چه کار ؟
بکنم مثلا یا می کنی
یا داری و. . .