به احتمال قریب به یقین واژه های چیش پش در پشت پرده ی ظاهر لفظی، لغوی یا کلمه ای خود به روش بازی کابالا حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده اند.
چ ی ش در ردیف حروف الفبای فارسی امروز به ترتیب معادل اعداد ۷ و ۳۲ و ۱۶ میباشند با جمع عددی مساوی با ۵۵ با تلفظ ۵ و ۵ مساوی با ۱۰ و جمع رقمی برابر با ۱۹ با تلفظ ۱ و ۹ مساوی با ۱۰. و حروف پ ش معادل اعداد ۳ و ۱۶ با جمع عددی ۱۹ با تلفظ ۱ و ۹ مساوی با ۱۰ و جمع رقمی برابر با ۱۰.
... [مشاهده متن کامل]
لذا چیش پش بصورت عددی ۱۰ ۱۰ به این معنا بوده که یک ۱۰ برای هرکدام از مردان و ۱۰ دیگر برای هرکدام از زنان و هردو مشتمل بر ۵ من مردانه و ۵ من زنانه، جملگی آسمانی و خودی و غیر بیگانه از هم.
نام هخامن پدر وی هم در اصل و ریشه توسط پدر و مادرش با طنین؛ هاخا من، تلفظ و بیان میشده. پیشوند ها علامت یا نشان جمع بوده و خا در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای خود حامل همان رمز عددی یا کد انسانی بوده و من ضمیر اول شخص مفرد.
حروف خ ۱، در ردیف حروف الفبای فارسی امروز به ترتیب معادل اعداد ۹ و ۱ میباشند با جمع عددی و رقمی مساوی با ۱۰. لذا هاخامن بصورت من ها خا، به معنای من ها ۱۰ بوده است، یعنی من ها ده تائی آفریده شده اند.
هخامنی و هخامنیان ( اولی مفرد و دومی جمع ) در اصل و ریشه به شکل های هاخامنی و هاخامنیان به معنای باورمند و باورمندان به نفوس مجرد یا من های دهگانه ی فرد خود و افراد انسانی دیگر .
هاخا به اضافه ی پسوند مَنِش به شکل هاخامنش به معنای سرشت ها، خُلق و خو ها، اخلاق ها، پندار ها، گفتار ها، کردار ها یا رفتار ها، طبع ها و یا طبیعت های دهگانه ی هرکدام از افراد انسانی؛ یکی عینی، واقعی در بخش ناچیز فیزیکی یا این عالم شهود و نُه تای دیگر؛ غیبی و برزخی در بخش وسیع متافیزیکی یا عالم غیب در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی .
چیزیکه میتوان در باره ی آن بخود شک و تردید راه داد این است که حروف الفبای فارسی در آن عصر آنتیک یا باستان، از سری یا ردیف امروز برخوردار نبوده اند.
شاید آن خردمندان از پیش به این سامان یا نظم حروف امروزی از راه دریافت وحی اشراقی و حقیقی یعنی درونی یا باطنی به کمک گوشان دل و درون ( و نه از طریق گوشان سر مانند انبیاء ادیان ابراهیمی ) آشنائی داشته بوده باشند و یا اینکه فرازمینی ها این دانش غنی ( یعنی علم به نفوس مجرد یا من های دهگانه ) و ردیف حروف امروزی را اختیار آنان قرار داده اند؟!.
واژه ی آریا هم به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت به معنای آرنده یا آورنده ی حرف آخر یعنی ی با تلفظ یا و به زبان نمادین به معنای آورنده ی کلام آخر بوده است.
در همین رابطه دو واژه ی اوستائی؛ یکی خویدوده و دیگری آژی ده اکه، به زبان قوم پارس نبوده بلکه به زبان قوم ماد. اولی به معنای خود تو ده تائی و دومی به معنای زندگی های دهگانه ی آسمانی و نه به معنای اژدها و ضحاک.