چکش پذیری

لغت نامه دهخدا

چکش پذیری. [ چ َک ْ ک ُ پ َ ] ( حامص مرکب ) خاصیت چکش خوری فلزات. و رجوع به چکش خوارگی و چکش خوردن و چکش خوری شود.

فرهنگ فارسی

خاصییت چکش خوری فلزات .

فرهنگستان زبان و ادب

{malleability} [رمزشناسی] خاصیت یک خوارزمی/ الگوریتم که به موجب آن با داشتن متن رمز شدۀ c1، تولید یک متن رمز شدۀ دیگر مانند c2، با ارتباط معلوم بین متن های اصلی متناظر آنها امکان پذیر باشد

پیشنهاد کاربران

چکش کلمه ای تورکی است که در اصل چکوج بوده و از فعل چکمک به معنی ضربه زدن گرفته شده ریشه آن چک بوده وقتی پسوند ج بدان اضافه می شود به شکل چکوج و به معنی ضربه زننده در می آید که به شکل چکش در فارسی بکار میرود