لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
مترادف ها
تابع، پیرو، نرم، چکش خور، اهل تقلید، لوله شو، نصیحت پذیر
متورق، نرم و قابل انعطاف، چکش خور
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
چکش کلمه ای تورکی است که از فعل چکمک به معنی کشیدن و ضربه زدن گرفته شده ریشه ان چک بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل چکش و به معنی ضربه زننده در می آید ودر فارسی فاقد ریشه می باشد