چون موی زنگی در هم افتاده

پیشنهاد کاربران

چون موی زنگی در هم افتاده ؛ به هم برآمده. به هم پیچیده و در یکدیگر درآمده. مشوش. منقلب :
برون رفتم از تنگ ترکان که دیدم
جهان در هم افتاده چون موی زنگی.
سعدی.