چو موم

پیشنهاد کاربران

نظامی.
- چون ( چو، مثل ) موم ؛ سخت نرم و ملایم. ( از یادداشت مؤلف ) :
دشمن ار اژدهاست پیش سنانش
گردد چون موم پیش آتش سوزان.
( منسوب به رودکی ) .
کشاورز بودم در آن دشت و بوم
به برزیگری سنگ پیشم چو موم.
...
[مشاهده متن کامل]

فردوسی.
من به دلها انگبینم او چو موم
پس تو زین دو آنچه بهتر برگزین.
خاقانی.
صلیب زنگ را بر تارک روم
به دندان ظفر خاییده چون موم.
نظامی.