لغت نامه دهخدا
چلو. [ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از قلاع بجنورد است که درکنار رودخانه سیم بار واقع شده و زراعتش از آب این رودخانه مشروب میشود. این آبادی هوایی گرمسیری و شصت خانوار سکنه دارد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 256 ).
چلو. [ چ ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اندیکا بخش قلعه زراس شهرستان اهواز که در 42 هزارگزی خاور قلعه زراس واقع است. جلگه و گرمسیر است و 350 تن سکنه دارد. آبش از چشمه. محصولش گندم ، جو و برنج. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
چلو. [ چ ِ ل ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دهو بخش میناب شهرستان بندرعباس که در 12 هزارگزی باختر میناب و 4 هزارگزی باختر راه مالرو سیریک به میناب واقع است. جلگه و گرمسیر است و 300 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه. محصولش خرما. شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چلو. [ چ ِ ل ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کوَشک بخش بافت شهرستان سیرجان که در 85 هزارگزی جنوب خاور بافت بر سر راه فرعی بافت به اسفندقه واقع است و8 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چلو. [ چ ِ ل ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهر کرد که در 30 هزارگزی شمال باختر اردل واقع است. کوهستانی و معتدل و دارای جنگل است و 455 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و رودخانه. محصولش غلات آبی و دیمی ، انگور، گردو و گوجه. شغل اهالی زراعت و زغال سوزی ، صنایع دستی بافتن قالی و گلیم و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) غذایی که از برنج با روغن یا کره پزند و با خورش خورند .
دهی از دهستان پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
دانشنامه عمومی
چلو (آبخاز). چلو ( به لاتین: Chlou ) یک روستا در گرجستان است که در ناحیه اوچامچیرا واقع شده است. [ ۱] چلو ۱٬۶۰۹ نفر جمعیت دارد.



wiki: چلو (آبخاز)
چلو (گهره). روستای چَلو در دهستان گهره از توابع بخش فین شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان در جنوب ایران است. چَلو در گویش محلی ساکنان اطراف بندرعباس به محلی گفته می شود که مالامال و لبریز از آب باشد، و مناطقی که آب فراوانی دارند به این نام خوانده می شوند. ارتفاع این روستا از سطح دریا ۶۱۰ متر است. روستای چَلو در دو کیلومتری غرب روستای گهره واقع شده است. پیشه بیشتر اهالی این روستا دامپروری و کشاورزی است. خرما، تنباکو، ذرت، جو، سیر و پیاز، حبوبات و سایر محصولات جالیزی در این روستا کشت می شود. سد مخزنی چَلو در هفت کیلومتری غرب این روستا بر روی رودخانه فصلی گهره احداث و موجب آبادی بیشتر این منطقه شده است. این سد از نوع خاکی با هسته رسی و سرریز بتونی و طول تاج ۴۹۰ و عرض آن در پی ۱۳۰ و در تاج ۷ متر بوده و با ۲۹ متر ارتفاع گنجایش ذخیره ده میلیون متر مکعب آب را دارد . چشمه ها و قناتهای آب در فین و حومه آن بعد از آبگیری کامل این سد در سال ۱۳۸۷ بسیار پرآب شده است.
جمعیت این روستا ۲۹۶ نفر ( در حدود ۸۲ خانوار ) می باشند ( سرشماری سال ۱۳۹۰ ) . روستای ( چَلو گهره ) هرچند از خشکسالی آسیب زیادی دیده اما هنوز هم از جمله آبادترین مناطق گهره است. [ ۱] همچنین روستایی به همین نام در نزدیکی شهر میناب استان هرمزگان قرار دارد که روستای چَلو گاومیشی نام دارد . در شهرستان اندیکا استان خوزستان نیز بخش و دهستانی به نام چِلو وجود دارد .





این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفجمعیت این روستا ۲۹۶ نفر ( در حدود ۸۲ خانوار ) می باشند ( سرشماری سال ۱۳۹۰ ) . روستای ( چَلو گهره ) هرچند از خشکسالی آسیب زیادی دیده اما هنوز هم از جمله آبادترین مناطق گهره است. [ ۱] همچنین روستایی به همین نام در نزدیکی شهر میناب استان هرمزگان قرار دارد که روستای چَلو گاومیشی نام دارد . در شهرستان اندیکا استان خوزستان نیز بخش و دهستانی به نام چِلو وجود دارد .






wiki: چلو (گهره)
دانشنامه آزاد فارسی
چِلو
از مشهورترین غذاهای ایرانی (← آشپزی_ایرانی،_مکتب). برنجی ساده است که به خلاف کَتۀ آب کِش شده با روغن پخته می شود و دَم آمدۀ آن را، به ویژه با کباب و خورِش، صرف می کنند. چلو از اجزای اصلی چلوکباب (← چلوکبابی) است. تزیین سفره یا بشقاب چلو با قشر نازک سرخ شدۀ ته دیگ، اصطلاحاً تهْ دیگ، از آداب ویژۀ سفرۀ ایرانی است. گاه برای خواستنی ترکردن تهْ دیگ چند برش سیب زمینی حلقه حلقه یا چند پَر کاهو یا لایه ای تخم مرغ یا چند تکه نان لواش در کف دیگ می گذارند و برنج آب کش شده را روی آن می ریزند. به چلویی که قدری شُل و آب دارتر برداشته باشند، «تَرچلو» می گویند. ترچلو را با کره می پزند.
از مشهورترین غذاهای ایرانی (← آشپزی_ایرانی،_مکتب). برنجی ساده است که به خلاف کَتۀ آب کِش شده با روغن پخته می شود و دَم آمدۀ آن را، به ویژه با کباب و خورِش، صرف می کنند. چلو از اجزای اصلی چلوکباب (← چلوکبابی) است. تزیین سفره یا بشقاب چلو با قشر نازک سرخ شدۀ ته دیگ، اصطلاحاً تهْ دیگ، از آداب ویژۀ سفرۀ ایرانی است. گاه برای خواستنی ترکردن تهْ دیگ چند برش سیب زمینی حلقه حلقه یا چند پَر کاهو یا لایه ای تخم مرغ یا چند تکه نان لواش در کف دیگ می گذارند و برنج آب کش شده را روی آن می ریزند. به چلویی که قدری شُل و آب دارتر برداشته باشند، «تَرچلو» می گویند. ترچلو را با کره می پزند.
wikijoo: چلو
پیشنهاد کاربران
بخش چلو شهرستان اندیکا از حوزه های انتخاباتی مسجدسلیمان استان خوزستان
محل سکونت طوایف ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند*
۱_طایفه ابوالحسنی منجزی
تیره ها
علیمردان وند
شهبازوند
صادق وند
... [مشاهده متن کامل]
خیری
حفیظ
نصیر
حیدری سورشجانی
بهزادی مورزی
حسین قلی وند
فداله وند
شیخ ابوالحسنی
درویش وند
رحیم وند
آزادوند
. .
. .
___
۲_طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی
تیره ها
چهارمحالی
ملارآهنی
شمس الدین وند*میرگپ، شمس خلیلی *
زیلایی منجزی
هارونی منجزی ( آدینه وند، بالی وند، عالی وند، رمضان وند، ، )
نعمتی
قرقشه
حسن وند ( صادق وند، علیدادوند، ، )
تپایی*توپایی*
صالح حاجی
احمد وند
خیری وند *خدروند، سیاه منصور وند *
تاجدیوند
شاهمنصور وند
آشتی وند *آشتیانی وند *
اردشیروند*شیروند، شروند، شِهروند*
غریبی
کوزری
مهمیدوند
جلال وند
برات وند
علیدادوند
روشن وند
اسماعیل وند
بلیل
شهبازوند
رمضان وند
خدابخشی
الله بخشی
گداخانی
تنبروند
میرزاوند
کرم وند
قیطاس وند
هادی وند
آقاسیوند
کاظم وند
شیاسی
هاشم وند
سلیمان وند
عیدی وند
تاجمیری
قنبروند
صوفی وند
مهدیوند ( عالی وند، لالی وند، ، ، )
بیرگانی
. .
. .
____
۳_طایفه نیم بنیچه منجزی
قربان وند
عباس وند
مهمیدوند
آشوروند *عاشوروند *
قاسم عالی وند
نظروند
مددوند
انصاری
کی چراغعلی وند *متورُک*
جافروند
. .
. .
____
۴_طایفه مال احمدی منجزی
خواجه وند
فیلوند
پاگیروند
جلال وند
رمضان وند
شاسوند
مصطفی وند
علی اکبر وند
نامداروند
حاتم وند
سبزواری
علی جان سلطان وند مال احمدی
قاسم وند مال احمدی
بهرامی دشتکی
تیرگیر
قوامی
مال احمدی کازرون
مال احمدی نوجین
مال احمدی کوه چنار
مال احمدی فلارد
مال احمدی سمیرم
عیدیپور مورزی
حسام الدینی *سهم الدینی، حسام الدین وند *
ویسی
لطفی وند
یونکی
باورشول ( زیلابی، محمدی، باوری )
. .
. .
. .
____
۵_طایفه لملمی منجزی
شیخ محمد عالی وند *شیخ محمد خالی وند *
ملشه وند*ملکشاه وند، میشه وند*
کمال وند
داج
یوسف وند
شفیع وند
کریم وند
. .
. .
_____
۶_طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
ظاهروند
طاهروند
فداله وند
علی وند
گودرز وند
صالح وند
آدینه وند
نجف وند
الهی وند
شهبازوند
. .
. .
_____
۷_طایفه مازه پهن منجزی
دلاوری
گله
کوثری
دلاوران
شاهمنصور وند
. .
. .
____
۸_طایفه آلونی منجزی
باران وند
آسیابانی
آسیابان پور
_____
۹_طایفه صالح بابری روا منجزی
صالح وند
فردین وند
عیدی وند
شوسه وند
ولی وند
نیامدپور
قاسمعلی وند
رحیم وند
حسین وند
باران وند
کرم کاظمی
شنبه وند
. .
. .
_____
۱۰_طایفه لُوخرده منجزی
بهمن وند
سلاطین وند
بداغ وند
حسن وند *باغبان وند *
تنبروند
مولاوند
خورشید وند
رشیدوند
اسدوند*اسدالله خان ایلخان منجزی*
آقلی وند
جولاوند *جولاوند *
علی اکبر وند
. .
. .
_____
۱۱_طایفه چیگویی منجزی
محمدوند
میرشکار
محل سکونت طوایف ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند*
۱_طایفه ابوالحسنی منجزی
تیره ها
علیمردان وند
شهبازوند
صادق وند
... [مشاهده متن کامل]
خیری
حفیظ
نصیر
حیدری سورشجانی
بهزادی مورزی
حسین قلی وند
فداله وند
شیخ ابوالحسنی
درویش وند
رحیم وند
آزادوند
. .
. .
___
۲_طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی
تیره ها
چهارمحالی
ملارآهنی
شمس الدین وند*میرگپ، شمس خلیلی *
زیلایی منجزی
هارونی منجزی ( آدینه وند، بالی وند، عالی وند، رمضان وند، ، )
نعمتی
قرقشه
حسن وند ( صادق وند، علیدادوند، ، )
تپایی*توپایی*
صالح حاجی
احمد وند
خیری وند *خدروند، سیاه منصور وند *
تاجدیوند
شاهمنصور وند
آشتی وند *آشتیانی وند *
اردشیروند*شیروند، شروند، شِهروند*
غریبی
کوزری
مهمیدوند
جلال وند
برات وند
علیدادوند
روشن وند
اسماعیل وند
بلیل
شهبازوند
رمضان وند
خدابخشی
الله بخشی
گداخانی
تنبروند
میرزاوند
کرم وند
قیطاس وند
هادی وند
آقاسیوند
کاظم وند
شیاسی
هاشم وند
سلیمان وند
عیدی وند
تاجمیری
قنبروند
صوفی وند
مهدیوند ( عالی وند، لالی وند، ، ، )
بیرگانی
. .
. .
____
۳_طایفه نیم بنیچه منجزی
قربان وند
عباس وند
مهمیدوند
آشوروند *عاشوروند *
قاسم عالی وند
نظروند
مددوند
انصاری
کی چراغعلی وند *متورُک*
جافروند
. .
. .
____
۴_طایفه مال احمدی منجزی
خواجه وند
فیلوند
پاگیروند
جلال وند
رمضان وند
شاسوند
مصطفی وند
علی اکبر وند
نامداروند
حاتم وند
سبزواری
علی جان سلطان وند مال احمدی
قاسم وند مال احمدی
بهرامی دشتکی
تیرگیر
قوامی
مال احمدی کازرون
مال احمدی نوجین
مال احمدی کوه چنار
مال احمدی فلارد
مال احمدی سمیرم
عیدیپور مورزی
حسام الدینی *سهم الدینی، حسام الدین وند *
ویسی
لطفی وند
یونکی
باورشول ( زیلابی، محمدی، باوری )
. .
. .
. .
____
۵_طایفه لملمی منجزی
شیخ محمد عالی وند *شیخ محمد خالی وند *
ملشه وند*ملکشاه وند، میشه وند*
کمال وند
داج
یوسف وند
شفیع وند
کریم وند
. .
. .
_____
۶_طایفه تاج الدین عبدالهی منجزی
ظاهروند
طاهروند
فداله وند
علی وند
گودرز وند
صالح وند
آدینه وند
نجف وند
الهی وند
شهبازوند
. .
. .
_____
۷_طایفه مازه پهن منجزی
دلاوری
گله
کوثری
دلاوران
شاهمنصور وند
. .
. .
____
۸_طایفه آلونی منجزی
باران وند
آسیابانی
آسیابان پور
_____
۹_طایفه صالح بابری روا منجزی
صالح وند
فردین وند
عیدی وند
شوسه وند
ولی وند
نیامدپور
قاسمعلی وند
رحیم وند
حسین وند
باران وند
کرم کاظمی
شنبه وند
. .
. .
_____
۱۰_طایفه لُوخرده منجزی
بهمن وند
سلاطین وند
بداغ وند
حسن وند *باغبان وند *
تنبروند
مولاوند
خورشید وند
رشیدوند
اسدوند*اسدالله خان ایلخان منجزی*
آقلی وند
جولاوند *جولاوند *
علی اکبر وند
. .
. .
_____
۱۱_طایفه چیگویی منجزی
محمدوند
میرشکار
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
واژه ی چلو از ریشه ی واژه ی چیلان فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




واژه ی چلو از ریشه ی واژه ی چیلان فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




چلو کلمه ای تورکی است که در اصل چیلوو می باشد و به برنج اب کشیده بدون مخلوط گفته می شود لغتنامه شاهمرسی
چلو نام یکی از بخش های شهرستان اندیکا می باشد که مابین تاراز و شیمبار قرار دارد و هم اینک مرکز بخش می باشد و مرکز آن به زاوت هم معروف است.
از روزگاران گذشته چلو بسیار معروف بوده و راه بزرگ عشایری ایلاق و گرمسیر هفت لنگ بختیار از آن عبور می کند. شادروان پدرم علت نام گذاری چلو را وجود چهل روان آب در فصل بهار عنوان کرد که با بررسی که کردم دیدم همچنین است و درفصل بهار از تمام دره های آن آب جاری می باشد. بارندگی چلو بیش از ۶۰۰میلیمتر می باشد
... [مشاهده متن کامل]
از روزگاران گذشته چلو بسیار معروف بوده و راه بزرگ عشایری ایلاق و گرمسیر هفت لنگ بختیار از آن عبور می کند. شادروان پدرم علت نام گذاری چلو را وجود چهل روان آب در فصل بهار عنوان کرد که با بررسی که کردم دیدم همچنین است و درفصل بهار از تمام دره های آن آب جاری می باشد. بارندگی چلو بیش از ۶۰۰میلیمتر می باشد
... [مشاهده متن کامل]
درمنطقه کاشان به پرنده چکاوک
چلوchloo
میگویند
درچکامه صدای پای آب ازسهراب سپهری
چلو آمده است . . . .
تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت
مرتضی محمدپور

چلوchloo
میگویند
درچکامه صدای پای آب ازسهراب سپهری
چلو آمده است . . . .
تا چلویی می خواند، سینه از ذوق شنیدن می سوخت
مرتضی محمدپور

cello چلو
نوعی ساز شبیه به ویولن اما بسیار بزرگتر
نوعی ساز شبیه به ویولن اما بسیار بزرگتر
واژه چلو کاملا پارسی است چون در گویش یا زبان لری یا بختیاری هست واژگانی که در این. گویش یا زبان هستند واژگانی اصل پارسی هستند چون درترکی می شود pirin� این واژه یعنی چلو صد درصد پارسی است.
چلو مخفف دوواژه کهن شامل چل و او می باشد. چل مخفف چلاندن و او همان آب است. یعنی برنجی که در هنگام پخت با آب آبکش شده و آب آن کشیده و اصطلاحا چلانده شده است. و پلو از دو واژه پل ( با صدای زیر ) که مخفف پلاندن ( به معنی غلطش در اب ) و او ( آب ) یعنی درون آب پالاندن ( درون آب پختن ) می باشد.
cheloo/چِلو/در زبان تبری به چاه آب گویند.
چلو čulow: [اصطلاح صنایع دستی] خاک انداز چوبی که برای ریختن آب از کف قایق مورد استفاده قرار می گیرد. به این خاک انداز به زبان تالشی خُویه xuyə و به گویش اهالی انزلی شلاف šəlaf گفته می شد.
چلو همان کو کو یا یاکریم میباشد. به زبان آران وبیدگل
نوعی پرنده
به معنی گنجشک در زبان تاتی گویش مردم تاکستان از توابع استان قزوین
چِلُو به برنج آبکِش شده چلو گفته میشود
بخش چلو شامل
مناطق ( چلو. برچلو. شلال. دشت گل. سوسن سرخاب. کمفه. شیرین بهار*شیم بار* در شهر اندیکا
شهرستان مسجدسلیمان
چلو ( چال چل او. چل آبیان. چلبیان ) چهل رود
محل سکونت ایل کر منجزی بهداروند *بهادروند *. طایفه ابوالحسنی منجزی. طایفه خلیلی بیگیوندپلنگ منجزی. طایفه لو خرده *خورشید وند *منجزی. طایفه ملکشاه وند لملمی منجزی. طایفه شیخ محمد خالی*شمخال. شیخ عالی *منجزی. طایفه چهاربنیچه منجزی *بیچهار*. طایفه نیم بنیچه *لیموچی *منجزی. طایفه مال احمدی منجزی. طایفه بردگپ*میرگپ*منجزی. طایفه براهیم عالی. عالی جمالی. تردی. احمد بلد. تکی منجزی. کیارسی. شاکی *شقاقی*. حسنکی.
... [مشاهده متن کامل]
طایفه سهراب
. طایفه گندایی . طایفه للر . از ایل بزرگ بختیاروند
و
تیره کریم وند موری دورکی. طایفه گمار بابادی
قوم لر*لهراسب کیانی*از نسل خورشید
( جمشید کیانی )
مناطق ( چلو. برچلو. شلال. دشت گل. سوسن سرخاب. کمفه. شیرین بهار*شیم بار* در شهر اندیکا
شهرستان مسجدسلیمان
چلو ( چال چل او. چل آبیان. چلبیان ) چهل رود
محل سکونت ایل کر منجزی بهداروند *بهادروند *. طایفه ابوالحسنی منجزی. طایفه خلیلی بیگیوندپلنگ منجزی. طایفه لو خرده *خورشید وند *منجزی. طایفه ملکشاه وند لملمی منجزی. طایفه شیخ محمد خالی*شمخال. شیخ عالی *منجزی. طایفه چهاربنیچه منجزی *بیچهار*. طایفه نیم بنیچه *لیموچی *منجزی. طایفه مال احمدی منجزی. طایفه بردگپ*میرگپ*منجزی. طایفه براهیم عالی. عالی جمالی. تردی. احمد بلد. تکی منجزی. کیارسی. شاکی *شقاقی*. حسنکی.
... [مشاهده متن کامل]
طایفه سهراب
. طایفه گندایی . طایفه للر . از ایل بزرگ بختیاروند
و
تیره کریم وند موری دورکی. طایفه گمار بابادی
قوم لر*لهراسب کیانی*از نسل خورشید
( جمشید کیانی )
چلو. ( "چ" با آوای زیر، "و" با آوای پیش ) ، ( ا ) ، ( زبان مازنی ) ، چاه.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)