چلاسکchelaask:[صفت]در گویش گوغر کسی راگویند که بادیدن هرچیز اعم از خوردنی و. . . به هوس داشتن آن می افتد ، گداطبع ؛بیشتربه عنوان صفت �دل�به کار می رود :دل چلاسک ( فرهنگ گویش گوغر از اکبر نقوی ) .
در رابر به اصرارکننده بر انجام کاری گویند. ودر سیرجان آنطور که خانم مهری مؤیدمحسنی در �گویش مردم سیرجان �گفته مفهوم دل چلاسک به این معنی است که شخص ضعیف وبی رمق شده در اثر بیماری و. . . تمایل به خوراک چرب وشیرین وانرژی زا داردوهمچنین به مرد هیز وچشم چران نیز اطلاق می شود .
... [مشاهده متن کامل]
.
علت این گسترش معنایی در گویش های دیگر انتقالِ تمرکز واژه از �انگیزهٔ درونی� ( هوس و میل ) به �نمود رفتاری� ( پیگیری مداوم، پاپیچ شدن و کوتاه نیامدن ) است.
در واقع، معنای به کاررفته در رابر دقیقاً بر لایهٔ دومِ رفتارِ �چلاسی� استوار شده است:
نمونه:
ای مردکه دل چلاسک پیر شد ومیر نشد هنو عین بچه ها به هر چیزی ناخنک می زنه . یعنی این مرد شکم دله وخاله هوسک ازنظر سن بزرگ شده اما عاقل وخویشتن دارنشده هنوز مثل بچه ها به هرچیزی ببیند ناخنک می زند
ریشه وساختار:
تکواژ پایه �چلاس� که در دهخدا به نقل از برهان قاطع صفت کسی است که پیش از انداختن سفره از هر رنگ یا هر طَبَق لقمه ای چند طعام بخورد و او را به عربی لَوّاس خوانند. ودر اصل ستاک حال از مصدر چلاسیدن است. پسوند اتصاف وفاعلیت � - ٓک�
واژه های هم خانواده:
چلاس/دل چلاسک/چلاسیدن/چلاسی
در رابر به اصرارکننده بر انجام کاری گویند. ودر سیرجان آنطور که خانم مهری مؤیدمحسنی در �گویش مردم سیرجان �گفته مفهوم دل چلاسک به این معنی است که شخص ضعیف وبی رمق شده در اثر بیماری و. . . تمایل به خوراک چرب وشیرین وانرژی زا داردوهمچنین به مرد هیز وچشم چران نیز اطلاق می شود .
... [مشاهده متن کامل]
.
علت این گسترش معنایی در گویش های دیگر انتقالِ تمرکز واژه از �انگیزهٔ درونی� ( هوس و میل ) به �نمود رفتاری� ( پیگیری مداوم، پاپیچ شدن و کوتاه نیامدن ) است.
در واقع، معنای به کاررفته در رابر دقیقاً بر لایهٔ دومِ رفتارِ �چلاسی� استوار شده است:
نمونه:
ای مردکه دل چلاسک پیر شد ومیر نشد هنو عین بچه ها به هر چیزی ناخنک می زنه . یعنی این مرد شکم دله وخاله هوسک ازنظر سن بزرگ شده اما عاقل وخویشتن دارنشده هنوز مثل بچه ها به هرچیزی ببیند ناخنک می زند
ریشه وساختار:
تکواژ پایه �چلاس� که در دهخدا به نقل از برهان قاطع صفت کسی است که پیش از انداختن سفره از هر رنگ یا هر طَبَق لقمه ای چند طعام بخورد و او را به عربی لَوّاس خوانند. ودر اصل ستاک حال از مصدر چلاسیدن است. پسوند اتصاف وفاعلیت � - ٓک�
واژه های هم خانواده:
چلاس/دل چلاسک/چلاسیدن/چلاسی
یک کلام, پرحرف
چلاسک در گویش خراسان جنوبی به معنی خسیس ، گدا صفت
انسان گربه صفت ، چاپلوس در عین حال احمق و حال به همزن که بدجوری دل ادم رو میزنن
لاس, مثل گربه یا سگ لوس , صفت کسی که سعی میکند با استفاده بی رویه از ماچ و بوسه, بغل کردن, کلمات و جملات نرم و لطیف و اظهار عشق خود را به دیگران نزدیک کرده جلب محبت کند.