چشم دراندن

لغت نامه دهخدا

چشم دراندن. [چ َ / چ ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) چشم چهار کردن. چشم پنگان کردن. رجوع به چشم و چشم درنده و چشم دریده شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - چشم چهار کردن دریده شدن چشم . ۲ - بیحیایی کردن .

پیشنهاد کاربران

چشم دراندن: [ اصطلاح در تداول عامه ]بی حیایی کردن ، بی ادبی کردن ، گستاخ شدن . بی شرم شدن ، بی حیا شدن ، پررو شدن . دقت زیاد کردن.
( ( مرد از پشت سر چشم دراند "حالا چرا می زنی بابا!مثل آدم بگو نمی خوام "آرزو برگشت که " چی گفتی " مرد خندید "چیزی نگفتم بابا"شیرین آستین آرزو را کشید "ول کن بابا " ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 38. ) )

بپرس