دوستان معنی سوختن چربی و آب شدن را آورده بودند شاید ربطی با جلز و ولز داشته باشد برای نمونه در کلیدر محمود دولت آمده
دکان دارها چزیده در خود . خپیده در خود . عبا بر سر کشیده
شاید در گرمای بدن خود فرو رفتن . همچنانکه چربی در اثر حرارت کوچک میشود ، گرمای بدن انسان را هم تشبیه به حرارت کرده که در اثر سرما در خود فرورفته و مثل چربی بر آتش کوچک شده است . در خود فرو رفتن
... [مشاهده متن کامل]
دکان دارها چزیده در خود . خپیده در خود . عبا بر سر کشیده
شاید در گرمای بدن خود فرو رفتن . همچنانکه چربی در اثر حرارت کوچک میشود ، گرمای بدن انسان را هم تشبیه به حرارت کرده که در اثر سرما در خود فرورفته و مثل چربی بر آتش کوچک شده است . در خود فرو رفتن
... [مشاهده متن کامل]
چزیدنchezidan:[مصدر ناگذر ساده] در گویش گوغر یعنی ناله وشکوه واظهار ناداری کردن و درسیرجان ببنا به گفته خانم مؤید محسنی ه معنای داغ دیدن است.
نمونه را گویند � ای مردکه با ای همه مال یه مدوم می چزه � یعنی این مرد با این همه مال ومکنت مدام ویک قرار شِکوه واظهار ناداری می کند
... [مشاهده متن کامل]
ساختار:
بن مضارع �چز� ( بازنمای آوای سوزش ) پسوند ماضی ساز �ید� پسوند مصدرساز� ــٓن�.
نمونه را گویند � ای مردکه با ای همه مال یه مدوم می چزه � یعنی این مرد با این همه مال ومکنت مدام ویک قرار شِکوه واظهار ناداری می کند
... [مشاهده متن کامل]
ساختار:
بن مضارع �چز� ( بازنمای آوای سوزش ) پسوند ماضی ساز �ید� پسوند مصدرساز� ــٓن�.
یعنی ار شدن چیزی
چزیدن یعنی تر کندن
چَزیدن: برشتن وآب شدن چربی دراثر حرارت زیاد .
نمونه: چزیدن تخم چمشها، زبان لال راهم می گشاید. ( کلیدر ج ۹ص ۲۵۹۶ ) محمدجعفر نقوی
نمونه: چزیدن تخم چمشها، زبان لال راهم می گشاید. ( کلیدر ج ۹ص ۲۵۹۶ ) محمدجعفر نقوی
چزیدن یا چزاندن : فعلی در گویش استان فارس به معنی لج کسی را در آوردن/ روی مخ کسی را راه رفتن و اذیت کردن